عکس بازیگران و همسرشان
دانلود اهنگ نديم گذشته ها , بیوگرافی امیر گلاب , عکس شبنم فرشادجو , در فصل دوم فریحا .امیر عاشق کیمیشود؟ , دخترهای تهرانی , سریال سعید وشورا , دانلود اهنگ غزل , عکس سرویس خواب دونفره مشکی , عکس تندر 90 اسپرت , عکس از گوگوش 
آخرين مطالب
لینک های مفید

|
|
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی

 

انتخاب جراح بینی خوب از انتخاب های حیاتی زندگی است. اگر عمل بینی موفقیت-آمیز نباشد، تا یک سال نمی توانید هیچ اقدامی انجام دهید. اگر دو بار عمل کردید و باز هم بینی شما رضایتبخش نبود، برای بار سوم و چهارم دیگر بعید است.

انتخاب جراح بینی جراح بینی

به طور کلی انتخاب، کار مشکلی است. به ویژه وقتی گزینه های پیش رو زیاد باشند. برخی انتخاب ها اهمیت خاصی نداشته و نیاز چندانی به تحقیق ندارند. اگر شما از لباسی که خریدید خوشتان نیامد، آن لباس را دیگر نمی پوشید. اگر رستورانی رفتید و غذایش خوب نبود دیگر آنجا نمی روید. اما اگربخواهید یک کالای چند میلیون تومانی بخرید، قاعدتاً قبل از خرید، تحقیق می کنید. مثلاً در اینترنت جستجو می کنید و در مورد آن کالا اطلاعاتی کسب می کنید. برخی انتخاب ها اما، انتخاب های حیاتی هستند. انتخاب هایی مثل انتخاب رشته تحصیلی یا انتخاب همسر سرنوشت زندگی شما را تعیین می کنند. برای اینگونه انتخاب ها، تحقیقات اینترنتی به تنهایی کافی نیست و شما باید به روش های مختلف، اطلاعات کسب کنید.

جراح بینی 

انتخاب جراح بینی نیز از انتخاب های حیاتی زندگی است. اگر عمل بینی شما رضایت بخش نبود، تا یک سال نمی توانید هیچ اقدامی انجام دهید. اگر دوبار عمل کردید و باز هم بینی شما زیبا نشد، برای بار سوم و چهارم، دیگر بعید است بتوانید جراحی بینی موفقی داشته باشید. بنابراین در انتخاب جراح بینی باید بسیار دقت کنید. 

اقدامات زیر شما را در انتخاب بهترین جراح بینی یاری می نماید: 

۱- به مطب دکتر سر بزنید و مریضهای قبلی را ببینید. نمونه کارهای واقعی هر پزشک را می توانید در مطبشان ببینید. معمولاً در فواصل یک روز، یک هفته، یک ماه، 6 ماه و یک سال بعد از عمل، بیماران برای ویزیت مجدد به مطب پزشک مراجعه می کنند. بیماران قبلی را مطب پزشک پیدا کنید و در مورد پزشک مورد نظرتان پرس و جو کنید.

 بیماران دکتر حسنانی در مطب
بیماران قبلی دکتر را در مطب پیدا کنید و نظر آنها را در مورد عملکرد جراح جویا شوید
 


۲- مثل هر انتخاب با اهمیت دیگری کمی در گوگل جستجو کنید و در مورد جراحی بینی اطلاعات کسب کنید. حتی می توانید فیلم واقعی عمل جراحی بینی را در گوگل پیدا نموده و آنلاین تماشا کنید.

جستجوی کلمه جراحی بینی در گوگل <


۳- لیستی از بهترین جراحان بینی تهیه کنید و در مورد هر یک جداگانه تحقیق کنید.

بهترین جراحان بینی  


۴- سایت پزشکان را بازدید کنید. به صفحه «درباره دکتر» بروید و در مورد میزان تحصیلات، تخصص پزشک، میزان سابقه، مدارج علمی و دیدگاه های پزشک اطلاعات جمع آوری کنید. گالری عکس های قبل و بعد از عمل پزشک را بازدید کنید و ببینید آیا سبک کار او را می پسندید.

وبسایت دکتر حسنانی 


۴- با توجه به بودجه خودتان انتخاب کنید. هزینه جراحی بینی در ایران از ۲ میلیون تومان تا ۲۰ میلیون تومان متغیر است. اما در جراحی های زیبایی، بالا بودن دستمزد پزشکان زیبایی لزوماً به معنای بالاتر بودن کیفیت کارشان نیست. چیزی که اهمیت دارد متناسب بودن دستمزد با نوع عمل است.

هزینه جراحی بینی 


5- مقالات پزشکی را بخوانید و دانش تان را در مورد جراحی بینی افزایش دهید. هر چه بیشتر بدانید، با دید بازتری می توانید انتخاب کنید. با معیارهای زیبایی بینی آشنا می شوید، توقعاتتان از جراحی بینی منطقی تر می شود و متوجه می شوید که اصلا آیا کاندید مناسبی برای انجام این عمل زیبایی هستید یا نه.

مقالات دکتر حسنانی در مجلات 

6- در نهایت به یک پزشک اعتماد کنید و انتخاب خود را نهایی کنید.


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ imenshayan ]

 

چرا سردرد می گیریم؟

 

اگر شما هم سردرد دارید و نمی دانید چرا همیشه با این مشکل روبه رو هستید، بهتر است این مطلب را بخوانید. شاید به شما هم کمک کند علت سردرد خود را پیدا کنید.

 

● بوی شدید

در بسیاری از افراد استشمام بوهای شدید ـ حتی بوی خوب ـ باعث بروز میگرن و سردرد می شود. دلیل اصلی این اتفاق مشخص نیست ولی بو می تواند سیستم عصبی را تحریک کند. ازجمله شایع ترین بوهایی که موجب بروز سردرد می شوند می توانیم به بوی رنگ، گرد و غبار، عطر و انواع خاصی از گل ها اشاره کنیم.

 

● آرایش مو

شیوه ای که شما موهای خود را می بندید، ممکن است تاثیر خاصی روی سر شما بگذارد. سفت بستن موها، استفاده از تل های سفت و محکم یا کلاه هایی که سر را سفت در بر می گیرند، می تواند منجر به سردرد شما شود. اگر فکر می کنید که شیوه بستن موهای شما باعث ایجاد سردرد است، موها را رها کنید و اجازه بدهید سردردتان خوب شود.

 

● وضعیت نادرست بدن

لازم نیست بشدت کار کنید و به خودتان فشار بیاورید یا عرق کنید تا مشخص شود فشاری بر سر و عضلات گردن شما وارد شده است. خم شدن نادرست روی میز هم همان کار را می کند.

فرم های متداول وضعیت نادرست بدن عبارتند از قوز کردن، استفاده از صندلی نامناسب که قسمت پایین کمر را محافظت نمی کند، خیره شدن به صفحه نمایش کامپیوتر در حالی که خیلی بالاتر یا پایین تر از صورت شما باشد و نگه داشتن گوشی تلفن بین شانه و گوش. اگر همیشه سردرد دارید، بد نیست کمی به شرایط کاری خود بیشتر دقت کنید.

 

● حذف یک وعده غذایی

اگر شما یک وعده غذایی را از یاد ببرید یا به آن توجه نکنید، قبل از این که احساس گرسنگی کنید سردرد خواهید گرفت. برای همین است که این سردرد به راحتی مشخص نمی شود. پایین آمدن قند خون دلیل اصلی ایجاد مشکل است، اما سعی نکنید این سردرد را با خوردن مواد غذایی شیرین مانند تکه ای شکلات بهبود بخشید زیرا این کار باعث می شود قند خون دوباره بیشتر از قبل کاهش یابد.

 

● استعمال دخانیات

استعمال دخانیات باعث بروز سردرد می شود البته نه تنها فقط برای کسی که خود سیگار می کشد، افرادی که در معرض دود سیگار قرار می گیرند نیز ممکن است سردرد را تجربه کنند. کاهش مصرف سیگار یا کاهش زمان های قرار گرفتن در معرض دود سیگار باعث می شود از این سردردها نجات پیدا کنید.

 

● کافئین

مصرف کافئین در حد اعتدال اغلب سودمند است، اما مصرف بیش از حد قهوه و مواد حاوی کافئین خود می تواند علتی برای ایجاد سردرد باشد. البته اگر شما به خوردن کافئین عادت دارید، قطع ناگهانی آن همه چیز را بدتر می کند. می توان گفت ترک ناگهانی کافئین نیز از دیگر عوامل سردرد است. بنابراین بهتر است بتدریج مصرف کافئین را کاهش دهیم.

 

● کنترل استرس

بسیاری از مردم با کنترل و مدیریت استرس می توانند سردردهای عصبی خود را کاهش دهند. اگر چه شما نمی توانید اتفاقات استرس آفرین را کنترل کنید، ولی می توانید شیوه پاسخگویی خود را تغییر دهید. ورزش کردن در حد متعادل نیز یکی از موثرترین شیوه ها برای کاهش استرس است و پیاده روی می تواند یکی از بهترین انتخاب های شما باشد. هنگامی که پیاده روی می کنید، حرکت بازوها به جلو و عقب باعث آزاد و رها شدن عضلات گردن و شانه ها می شود.

 

● وعده غذایی مناسب و متعادل

غذا خوردن مرتب و متعادل در طول روز موجب می شود، قند خون شما در سطحی مناسب کنترل شود. با همین کار ساده از بروز سردردهای ناشی از گرسنگی اجتناب کرده اید.

 

● مراجعه به پزشک

هرگونه سردرد جدیدی که شدید باشد یا بیش از چند روز طول بکشد به درمان توسط پزشک نیاز دارد. علاوه بر این، اگر الگوی سردردهای شما تغییر پیدا کرد، باز هم باید با پزشک مشورت کنید. همچنین هر وقت سردرد با تب، گیجی، فلج عضلات یا مشکلات گردن همراه است سریع به پزشک مراجعه کنید.

منبع:Webmd

 


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ imenshayan ]

 

 

 

فرگوسن ركوردش را بهبود بخشيد

 

سرآلکس فرگوسن که در تاريخ ششم نوامبر سال 1986 مسئوليت تيم اولدترافوردي را برعهده گرفت، روز گذشته همزمان با بازي تيمش در هفته يازدهم ليگ برتر و جدال خانگي مقابل ولورهامپتون، وارد بيست وپنجمين سال حضورش در اين تيم به عنوان سرمربي شد.

پيرمرد اولدترافوردي که متولد 31 دسامبر سال 1941 در گوان در حومه گلاسکو اسکاتلند است، در يک ربع قرن فعاليت مربيگري براي يونايتدي‌ها، به 11 مقام قهرماني ليگ، 5 عنوان جام حذفي، 4 مقام قهرماني جام اتحاديه، 9 عنوان قهرماني جام خيريه، 2 مقام قهرماني ليگ قهرمانان اروپا، يک قهرماني جام جامداران سابق، يک قهرماني سوپرجام، يک قهرماني جام بين قاره‌اي و يک جام قهرماني باشگاه‌هاي جهان رسيد. او در عين حال بارها از سوي مراکز مهم داخلي و خارجي مورد تقدير واقع شد.

کسب اين همه افتخار سبب شد بسياري از تحليل‌گران و کارشناسان از او به عنوان يک نابغه تکرارنشدني در مربيگري و برترين مربي جهان ياد کنند.

در فهرستي که بدين خاطر انتشار يافته،‌ نزديک ترين رقيب به او در زمينه حضوري طولاني در يک تيم از جزيره، آرسن ونگر، سرمربي فرانسوي آرسنال است که اکنون 14 سال و 30 روز را در لندن در نقش مسئول فني توپچي‌ها پشت سر گذاشته است.

در رده سوم نيز جان کولمن ، مربي تيم آرينگتون استانلي از ليگ دسته دوم با 11 سال و 82 روز قرار دارد.

فهرست 10 مربي با قدمت انگليس به شرح زير است:

1-سرآلکس فرگوسن، منچستريونايتد، مدت حضور، 24سال و يک روز

2-آرسن ونگر، آرسنال ، مدت حضور: 14سال و 30 روز

3-جان کولمن، آرينگتون استانلي، مدت حضور : 11 سال و 82 روز

4-ديويد مويز، اورتون، 8 سال و 230 روز

5-جان استيل، داگن هام، مدت حضور : 6 سال و 197 روز

6-ديويد جونز، کارديف سيتي، 5 سال و 159 روز

7-پل تولاب، بريستول‌روورز، مدت حضور: 5 سال و 39 روز

8-سامي مک‌ايلوري، موروکيب، مدت حضور : 4 سال و 384 روز

9-توني پوليس، استوک‌سيتي، مدت حضور 4 سال و 139 روز

10- پل تيس‌دال، اکسترسيتي، مدت حضور : 4 سال و 127روز


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ imenshayan ]

 

 

بالنگ

 

 

بالنگ برای تقویت قلب مفید استبالنگ میوه مرکباتی است و اغلب در آسیا، آمریکای مرکزی و جنوبی و کشورهای مدیترانه کشت می شود.

 

▪ در رفع نفخ معده و هضم غذا موثر است.

 

▪ بالنگ برای تقویت قلب و کبد مفید است.

 

▪ دم کرده پوست خشک شده این میوه برای ترشح صفراوی مفید است و جویدن آن خوشبو کننده دهان است.

 

▪ قراردادن گوشت سفید خشک شده آن در لابه لای لباس ها مانع بید زدن آن ها می شود.

 

▪ مالیدن روغن بالنگ برای رفع بی حسی، فلجی، سیاتیک، امراض عصبی، درد کلیه و مثانه مفید است.

 

▪ جویدن پوست این میوه باعث خوشبو شدن دهان می شود.

 

▪ تخم بالنگ ضد تب است و برای از بین بردن کرم روده ای مفید می باشد.

 

▪ این میوه خنک کننده و آرام بخش است.

منبع:powerbuilding.ir


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ imenshayan ]

 

 

درراه زندگی تند نران

 

روزی ، مدیری بسیار ثروتمند و سرشناس از خیابانی عبور می کرد. او سوار بر اتومبیل گرانقیمتش سریع رانندگی می کرد و از راندن آن لذت می برد. البته مراقب بچه هایی بود که گاه و بیگاه از گوشه و کنارخیابان ، به وسط خیابان می پریدند که ناگهان چیزی دید. اتومبیل را متوقف کرد ولی متوجه کودکی نشد.در حالی که حیرت زده به اطرافش نگاه می کرد، ناگهان آجری به در اتومبیل خورد و آن را کاملا قر کرد! ازفرط خشم و عصبانیت از اتومبیل پیاده شد و یقه اولین کودکی را گرفت که در آن حوالی دید. بعد درحالی که او را محکم تکان می داد، فریاد کشید: این چه کاری بود که کردی ؟ تو که هستی ؟ مگر عقلت رااز دست داده ای ؟ می دانی این اتومبیل چقدر ارزش دارد؟ و تو چه خسارتی با زدن آجر و قر کردن در آن به بار آورده ای ؟

 

پسربچه که شرمنده به نظر می رسید، در حالی که بغض کرده بود، گفت : آقا، خیلی معذرت می خواهم . فقط یک لحظه به حرف هایم گوش کنید. به خدا نمی دانستم چه کار دیگری باید انجام دهم .چاره ای نداشتم . آجر را پرت کردم ، چون هیچ راننده ای حاضر نشد بایستد و کمکم کند. بعد در حالی که اشک هایش را پاک می کرد و با دست به نقطه ای اشاره می کرد، گفت : به خاطر برادرم این کار را کردم . داشتم او را با صندلی چرخدارش از روی جدول کنار خیابان عبور می دادم که ناگهان از روی آن به زمین سقوط کرد.

 

زورم نمی رسد که او را بلند کنم. سپس در حالی که به هق هق افتاده بود، ملتمسانه به مدیربهت زده گفت : لطفاً کمکم کنید. کمکم می کنید تا او را از روی زمین بلند کنم و روی صندلی چرخدارش بنشانم ؟ او زخمی شده . مدیر جوان که بغض راه گلویش را بسته بود و به زور آب دهانش را قورت می داد، به سرعت به آن سمت دوید. سپس پسر معلول را از روی زمین بلند کرد و او را روی صندلی چرخدارش نشاند. بعد با دستمالی تمیز، آثار خون را از روی خراشیدگی های سر و صورت پسر معلول پاک کرد.

 

نگاهی به سراپای او انداخت و خیالش راحت شد که او صدمه ای جدی ندیده است . پسرکوچک از فرط خوشحالی بالا و پایین می پرید، به مدیر جوان گفت : خیلی از شما متشکرم ، خدا خیرتان بدهد! مدیر جوان که هنوز آن قدر بهت زده بود که نمی توانست حرفی بزند، سری تکان داد و آن دو رانگاه کرد. سپس با گام هایی لرزان سوار اتومبیل گران قیمت قر شده اش شد و تمام طول راه تا خانه را به آرامی طی کرد. با وجود آنکه صدمه ناشی از ضربه آجر به در اتومبیلش خیلی زیاد بود، مدیر جوان هرگزتلاشی برای مرمت آن نکرد. او می خواست قسمت قر شده اتومبیل گرانقیمتش همیشه این پیام را به اویادآوری کند:

در مسیر راه زندگی ، هرگز آن قدر تند نران که شخصی برای جلب توجهت ، آجر به سوی تو پرتاب کند.

منبع:مجله راه زندگی


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ imenshayan ]

 

 

 

قرص قرمز مخفی شده در Adobe Photoshop CS3

 

به جرأت میتوان فتوشاپ را پادشاه بدون رغیب نرم افزارهای گرافیکی و ویرایش عکس دانست. از این برنامه تاکنون نسخه های متعددی ارائه شده است. در نسخه های پیشین فتوشاپ ترفندها و قسمتهای مخفی متعددی وجود داشت که قبلأ نیز معرفی شده اند. این موضوع در آخرین نسخه رسمی ارائه شده یعنی Adobe Photoshop CS3 نیر صادق است. در این ترفند قصد داریم به معرفی "قرص قرمز" مخفی شده در Adobe Photoshop CS3 بپردازیم که به وسیله آن به تصویر یک گربه و چهره یکی از سازندگان مرحوم فتوشاپ نیز خواهید رسید!

ابتدا نرم افزار فتوشاپ را اجرا کنید.
دقت کنید این ترفند مخصوص Adobe Photoshop CS3 میباشد. برای اطمینان از این موضوع از منوی Help به About Adobe Photoshop CS3 بروید.

برای یافتن قرص قرمز مخفی شده ، کلید Ctrl را بر روی کیبورد نگاه داشته و به وسیله موس از منوی Help به About Adobe Photoshop CS3 بروید.

خواهید دید که تصویر معرفی سازندگان برنامه پدیدار نخواهد شد و به جای آن تصویر یک قرص قرمز نمایان خواهد شد.

پس از پدیدار شدن این تصویر ، با استفاده از دکمه PrtScr بر روی کیبورد از صفحه عکس بگیرید.

روی قرص قرمز کلیک کنید تا محو شود.
سپس از منوی File روی New کلیک کنید تا یک صفحه جدید ایجاد کنید.
از منوی Edit روی Paste کلیک کنید تا عکسی که از صفحه قرص قرمز گرفتید نمایش پیدا کند.

حالا از منوی Images به Adjustments و سپس Levels بروید.
اعداد موجود در قسمت مربوط به Input Levels را به شکل زیر در سه فیلد موجود وارد کنید:

52 - 1.00 - 0

پنجره را OK کنید.
خواهید دید که اکنون به جای یک قرص قرمز یک گربه قرمز دارید!

اما کار دیگری که با این قرص قرمز میتوان کرد ، یک بار دیگر از صفحه قرص قرمز عکس بگیرید و آن را در فتوشاپ وارد کنید.
حالا از از منوی منوی Images به Adjustments و سپس Equalize بروید.
خواهید دید اینبار تصویر فردی نمایش پیدا خواهد کرد.
او "بروس فریسر Bruce Fraser" مولف کتاب "Real World" ، عکاس و یکی از اعضای اصلی گروه سازندگان فتوشاپ بود که در نسخه های قبلی فتوشاپ نقش به سزایی داشت. او متولد سال 1954 بود که در دسامبر 2006 درگذشت.
این موضوع نیز به پاس خدمات او به فتوشاپ به عنوان یک ترفند مخفی در برنامه قرار داده شده است.

منبع:tarfandestan.com


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ imenshayan ]

 

 

آیا ماساژ صورت فایده ای هم دارد

 

این ‌روزها بسیاری از آرایشگاه‌ ها و استخرهای زنانه، خدمات ماساژ صورت را انجام می ‌دهند و ادعا می ‌کنند که این ماساژها در سلامت و زیبایی پوست صورت نقش دارند.ولی آیا واقعا این ادعاها ریشه علمی دارد؟

 

 

گفتگوی زیر با دکتر فریده مهتی‌پور، متخصص پوست و مو، درباره همین موضوع است:


قدیمی ترها به ماساژ صورت بیشتر اعتقاد داشتند تا امروزی ‌ها. این طور نیست؟

 

ماساژ صورت و بدن در تمام فرهنگ‌ ها و جوامع از قدیم ‌الایام شایع بوده و حتی در برخی تمدن ‌های قدیمی مراکز خاصی برای این کار وجود داشته است؛ مثلا یکی از قدیمی ‌ترین نوشته‌ ها راجع به ماساژ درمانی در کشور چین به دست آمده که مربوط به سه قرن پیش از میلاد است. علاوه بر این در کشورهای یونان، ایران، ژاپن و هند نیز این روش قدمت زیادی دارد.

 

این کار امروزه نیز طرفدارانی در تمام دنیا دارد که جهت کاهش روند پیری و ایجاد شادابی پوست، کاهش استرس و کاهش انقباضات عضلانی پوست انجام می شود و بیشتر افراد به ماساژ صورت علاقه‌ مند هستند. این حالت به ویژه در اروپا بسیار شایع است، ولی در کشورهای شرقی ماساژ صورت عموما بخشی از ماساژ بدن بوده و یک روش درمانی محسوب می ‌شود.

 

 

واقعا نیاز است که ماساژور (فرد ماساژ دهنده) در این کار تخصص داشته باشد؟

 

ماساژ معمولی صورت و یا سایر اعضای بدن در منزل قابل انجام است، ولی اگر خواهان یک ماساژ اصولی و موثر هستید، ‌بهتر است این کار توسط افراد ماهر و مجرب انجام شود.

 

این افراد باید آموزش های لازم را در این زمینه دیده باشند. این دوره‌های آموزشی جهت اطلاع از وضعیت آناتومی عضلات و اسکلت ‌بندی صورت و چگونگی توزیع عروق خونی و لنفی و اعصاب ناحیه بوده و در بعضی از کشورها گذراندن این دوره جهت کسب مدرک رسمی اجباری است. در بیشتر مراکز، ماساژ با دست رایج است، ولی در واقع دستگاه‌ های مکانیکی خاص با ابعاد و اندازه ‌های مختلف نیز جهت این کار طراحی شده اند که بسته به ناحیه مورد نظر می ‌توان از آن ها استفاده کرد.

 

 

ماساژ روی سلامت پوست هم تاثیر دارد؟

 

بهبود جریان خون و لنف پوست، با هدف بهبود قوام پوست و کشش عضلانی صورت، ریلکس شدن عضلات صورت و اطراف چشم، از بین رفتن سردرد، کاهش استرس و نگرانی از اهداف ماساژ صورت است.

 

این مسایل در صورت ماساژ صحیح و علمی قابل دستیابی بوده و مورد قبول مکاتب مختلف هستند. لیکن در برخی از مکاتب شرقی علاوه بر مسایل فوق، تحریک نقاط خاصی از صورت نیز مطرح است که گفته می ‌شود این نقاط دارای کارایی‌ های خاصی در تنظیم عملکرد خود صورت و نیز برخی از اعضای دور دست بدن می‌ باشند.

 

همان ‌طور که می‌ دانید این نقاط در طب سوزنی چین باستان و یا در بعضی از متدهای عملی یوگا نیز مطرح می ‌باشد و تحریک این نقاط با هدف تحریک و جاری شدن انرژی حیاتی بدن صورت می ‌گیرد. البته با علوم امروزی، تفسیر و پذیرش وجود چنین نقاطی، چندان قابل پذیرش نمی ‌باشد، ولی همچنان به عنوان یک روش درمانی تکمیلی در بسیاری از کشورها انجام می‌ گیرد.

 

 

ماساژ صحیح صورت باید چگونه باشد و چه نکاتی قبل از آن رعایت شود؟

 

ماساژ صورت به شکل دایره‌ های کوچکی معمولا از قسمت‌ های میانی صورت شروع شده و با نظم خاصی به طرفین صورت و گردن امتداد می‌ یابد و در همان حال نقاط خاصی از پوست که در بالا به آن ها اشاره شد، تحت فشار و تحریک موضعی قرار می ‌گیرند.

 

از شایع‌ ترین این نقاط می ‌توان نقاطی در ریشه ‌بینی، دو طرف گوشه های دهان، جلوی گوش، گوشه‌ های داخلی چشم، روی گیجگاه و نقطه ‌ای بین لب فوقانی و چانه را نام برد.

 

توجه کنید که ماساژ باید به صورت حرکت آهسته و نقطه به نقطه انگشتان انجام گرفته و این حرکت باید کاملا ملایم و بدون فشار بوده و در ضمن نباید باعث کشیده شدن پوست شود. جهت حرکت دست باید به صورت دایره‌ای کوچک به سمت بالا بوده و عضلات صورت نباید به طرف پایین کشیده یا فشرده شوند.

 

 

قبل از انجام ماساژ چه نکاتی باید رعایت شود؟

 

قبل از انجام ماساژ، شستشوی دست فرد ماساژدهنده با آب و صابون ضروری است. اگر فرد لنز چشمی دارد باید در آورده شود. مصرف کرم یا روغن ماساژ نیز الزامی است.

 

 

ماساژ در چه مواردی ممنوع است؟

 

اگر پوست صورت شما دارای زخم باز یا بریدگی، آکنه شدید یا کورک یا هر نوع عفونت پوستی دیگر، التهاب یا اگزمای شدید است، و یا چنان چه اسکار جوشگاه جدیدی در صورت شما ایجاد شده و یا در حال شکل ‌گیری است، نباید سراغ ماساژ بروید.

در این موارد بهتر است قبل از ماساژ پوست صورت، با پزشک مشورت کنید.

 

 

برای آکنه هم ماساژ ممنوع است؟

 

نه، در مورد بیماری آکنه و روزاسه روش ماساژ خاصی وجود دارد که از مرکز صورت شروع شده و با حرکت ملایم جادویی به سمت اطراف و به طرف گردن کشیده می‌ شود که باعث بهتر شدن حرکت لنفی صورت شده و ادم و قرمزی شدید را که همواره در این بیماران وجود دارد، کاهش می ‌دهد.

 

از این روش به عنوان درمان مکمل بیماری روزاسه می ‌توان استفاده کرد، ولی در کل توصیه اصلی این است که در صورت وجود سایر بیماری ‌های پوستی در صورت، این کار را انجام نگیرد و هر نوع ماساژ پوستی توسط فرد تعلیم دیده و بدون عجله و کشش خاصی صورت پذیرد.


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ imenshayan ]

 

ورزش شدید باعث کاهش حافظه می شود

 

مراحل

1. احساساتتان را بشناسید. میلیون ها راه برای احساس کردن وجود دارد اما دانشمندان احساسات انسانها را به چند احساس اصلی تقسیم بندی کرده اند: لذت، پذیرش، ترس، تعجب، ناراحتی، تنفر، عصبانیت و پیشبینی. انجمن تشخیص و آمار روانشناسی امریکا مهمترین احساساتی که بیشترین مشکل را برای ما ایجاد می کنند را این احساسات برشمرده اند: عصبانیت، ترس، اضطراب و افسردگی.

 

2. بدانید که احساسات مرموزانه و از غیب ظاهر نمی شوند. بسیاری اوقات ما در سطح ناخودآگاهمان تحت مرحمت احساساتمان هستیم. با شناخت احساساتمان در سطح خودآگاه بهتر می توانیم آنها را کنترل کنیم. بدترین کاری که می توانید بکنید این است که احساساتتان را نادیده بگیرید یا سرکوب کنید چون حتماً می دانید که اگر اینکار را بکنید این احساسات بدتر شده و بعدها فوران می کنند. در طول روز از خودتان بپرسید، "الان چه احساسی دارم؟" اگر می توانید دفترچه ای برای یادداشت احساساتتان داشته باشید. وقتی احساس افسردگی می کنید، مکث کنید و موقعیتی که این احساس را در شما ایجاد کرده بررسی کنید. به احساستان از 1 تا 100 نمره بدهید طوریکه عدد 1 کمترین شدت و عدد 100 بالاترین شدت را نشان دهد.

 

3. ببینید در آن زمان چه فکری از سرتان می گذشته است. مکث کنید و ببینید به چه چیز فکر می کردید و تا زمانیکه نفهمیدید چه فکری آن احساس را در شما ایجاد کرده دست برندارید. مثلاً ممکن است رئیستان بدون اینکه حتی متوجه باشد موقع ناهار به شما نگاه نکرده باشد و این فکر در ذهن شما ایجاد می شود که، "او آماده است که من را اخراج کند!"

 

4. حادثه ای که آن فکری که احساس مورد نظر را ایجاد کرده تایید می کند را روی کاغذ بیاورید. بعنوان مثال، ممکن است حرفی از دهانتان خارج شده باشد که او را عصبانی کرده باشد و جمع و جور کردن آن دیگر ممکن نباشد.

 

5. حادثه ای که مخالف آن فکر است را نیز بنویسید. اگر فکر کنید می فهمید که ازآنجاکه هیچ کس نمی تواند به خوبی با این رئیس راه بیاید، به همین خاطر نمی تواند کسی را اخراج کند چون تعداد کارمندان همین حالا هم کم هستند.

 

6. از خودتان بپرسید، "راه دیگری که منطقی تر و متعادل تر از این رویکرد باشد برای دیدن این موقعیت وجود دارد؟" با در نظر گرفتن این دلیل جدید می توانید نتیجه بگیرید که با وجود عصبانیت رئیس، کارتان کاملاً در امنیت است. البته ممکن است هنوز کار یا رئیستان را دوست نداشته باشید و بخواهید که دنبال کار دیگری بگردید. اما حداقل می توانید برای پیدا کردن یک کار بهتر به خوبی وقت بگذارید و نیازی نیست نگران بیکاری باشید.

 

7. انتخاب های مختلف را در نظر بگیرید. وقتی احساسی را شناسایی کردید، به حداقل دو راه برای واکنش دادن به آن فکر کنید. وقتی تصور کنید که فقط یک راه برای واکنش دادن وجود دارد، احساساتتان کنترل شما را به دست می گیرند. همیشه انتخاب های مختلفی پیش رویتان است. بعنوان مثال، اگر کسی اذیتتان می کند و شما عصبانی می شوید، واکنش فوری شما می تواند این باشد که شما هم او را اذیت کنید اما صرفنظر از اینکه آن احساس چه باشد، همیشه حداقل دو جایگزین دیگر هم دارید:

* هیچ عکس العملی نشان ندهید. اما اگر اینکار را می کنید باید شناسایی احساستان را ادامه دهید. فقط به این خاطر که به یک احساس واکنش نمی دهید به این معنا نیست که آن احساس وجود ندارد. اگر انتخاب می کنید که هیچ عکس العملی نشان ندهید، باید حتماً به خاطر یک دلیل باشد (همانطور که در مورد بعد توضیح داده خواهد شد) نه به خاطر اینکه ترس از روبه رو شدن.

 

* عکس کاری که معمولاً انجام می دهید را انجام دهید.

 

8. انتخاب کنید. حالا که انتخاب های مختلفی پیش رویتان است، وارد عمل شوید:

* اصول - می خواهید چه کسی باشید؟ اصول اخلاقی شما چیست؟ می خواهید نتیجه این موقعیت چه باشد؟ و آخر اینکه کدام تصمیم بیشتر باعث افتخارتان خواهد بود؟ اینجاست که راهنمایی های مذهبی برای خیلی افراد وارد کار می شوند.

* منطق - چه راهکاری نتیجه دلخواهتان را می دهد؟ بعنوان مثال، اگر با یک دعوای خیابانی مواجه شده اید و می خواهید که راهکار صلحطلبانه را پیش بگیرید، می توانید از آن گذر کنید اما این احمال وجود دارد که اگر رویتان را برگردانید طرف مقابل عصبانی تر شود. شاید بهتر باشد که عذرخواهی کنید و اجازه بدهید تا زمانیکه آرامتر شود حرفهایش را بزند.

 

9. نگرشتان را تغییر دهید. مراحل بالا نشان می دهد که چطور اجازه ندهید احساساتتان رفتار شما را کنترل کند اما نشان نمی دهد که چطور خودِ آن احساسات را تغییر دهید. اگر می خواهید احساساتتان را کنترل کنید باید نگرشتان به دنیا را عوض کنید. اگر یاد بگیرید که چطور خوشبین باشید، خواهید دید که احساسات منفی کمتر به سراغتان می آیند. حتی می توانید مستقیماً خیلی از اعتقادات اصلی خودتان که افکار ناراحت کننده و منفی برایتان ایجاد می کنند را از بین ببرید. می توانید با بحث های درونی از شر این ایده های ازاردهنده خلاص شوید. در زیر به چند نمونه از این افکار و اعتقادات ناراحت کننده اشاره می کنیم:

* برای اینکه فردی باارزش باشم باید در همه جنبه ها فردی کامل باشم. هیچ کس نمی تواند در همه چیز کامل باشد. اما اگر باور داشته باشید که اگر کامل نباشید فردی شکست خورده هستید فقط تا آخر عمر خودتان را بدبخت می کنید.

* باید همه کسانیکه برایم مهم هستند دوستم داشته باشند و قبولم کنند. گاهی اوقات نمی توانید از دشمن سازی برای خودتان جلوگیری کنید. خیلی ها هستند که با همه بدرفتار هستند. اما نمی توانید برای راضی نگه داشتن آنها زندگی را به خودتان زهر کنید.

* وقتی مردم غیرمنصفانه رفتار می کنند به خاطر بدجنسیشان است. اکثر کسانی که با شما غیرمنصفانه رفتار می کنند دوستان و خانواده ای دارند که عاشقشان هستند. همه انسانها ترکیبی از خوبی و بدی هستند.

* خیلی احساس بدی است وقتی ناامیدم، با من بد رفتار می کنند یا نادیده ام می گیرند. برخی افراد این حس را دارند که به خاطر اینکه نمی توانند کوچکترین ناامیدی را تحمل کنند، همیشه شغلشان را از دست می دهند یا روابطشان به خطر می افتد.

* بدبختی از نیروهای خارجی ناشی می شود که کاری برای تغییر آن از دستم برنمی آید. خیلی از زندانیان وضعیتشان را گردن قضا و قدر می اندازند و می گویند که نقشی در آن نداشته اند.

* اگر چیزی خطرناک یا ترسناک است باید نگران آن باشم. خیلی ها باور دارند که نگران بودن به دور شدن مشکلات کمک می کند.

* خودداری از مواجهه با سختی ها و مسئولیت ها ساده تر از روبه رو شدن با آنهاست. حتی تجربیات دردناک هم اگر با آنها روبه رو شوید می تواند پایه ای برای یادگیری و رشد شما در آینده باشد.

* به خاطر اینکه اتفاقات گذشته زندگی من را کنترل کرده، حال و آینده ام هم باید همینطور باشد. اگر این واقعاً صحت داشت به این معنا بود که ما زندانیان گذشته مان هستیم و تغییر غیرممکن است. اما انسانها همیشه در حال تغییرند و بعضی وقت ها این تغییرات چشمگیر است.

* وقتی کارها آنطور که می خواهم پیش نمی رود خیلی بد است. آیا می توانستید روند زندگیتان را پیشبینی کنید؟ مطمئناً نه. به همین خاطر نمی توانید پیشبینی کنید که کارها آنطور که شما می خواهید پیش خواهند رفت یا نه.

* فقط با لذت بردن و خوش گذراندن و تفکر هرچه پیش آید خوش آید می توانم فرد خوشبختی باشم. اگر این درست بود تقریباً همه آدم های پولدار بازنشسته هیچ کاری نمی کردند. اما درعوض می بینید که همه آنها از چالش های جدید بعنوان راهی برای رشد بیشتر استفاده می کنند.

 

نکات

یادبگیرید که از انحرافات شناختی که باعث می شود همه چیز بدتر از آن چیزی که هست به نظر برسد دوری کنید. اکثر ما این را شنیده ایم که می گویند نیمه پر لیوان را ببینید. اما وقتی قدرت درکتان منحرف می شود، فقط نیمه خالی لیوان را می بینید. در زیر به چند نمونه اشاره می کنیم:

*تفکر هیچ چیز یا همه چیز. همه چیز یا خوب است یا بد و هیچ چیز بین این دو وجود ندارد. اگر شما کامل نیستید پس کاملاً شکست خورده هستید.

* تعمیم افراطی. یک اتفاق بد موجب یک سلسله اتفاقات بد می شود.

* فیلتر ذهنی. یک چیز منفی همه چیز را منفی می کند. خیلی وقت ها وقتی افسرده اید نیمه خالی لیوان را می بینید.

* مردود کردن جنبه مثبت. اگر کسی نظر مثبتی نسبت به شما ابراز می کند به حساب نمی آید. اما اگر کسی چیز بدی درموردتان بگوید "همیشه می دانستید".

*نتیجه گیری سریع. بااینکه هیچ واقعیت قطعی وجود ندارد که نتیجه گیری شما را تایید کند، یک تفسیر و نتیجه گیری منفی می کنید.

* خواندن ذهن. فکر می کنید که کسی به شما بی احترامی می کند و برای مطمئن شدن از آن تلاشی نمی کنید. فقط تصور می کنید که اینطور است.

* اشتباه طالع بینی. فکر می کنید که همه چیز بد پیش خواهد رفت و خودتان را قانع می کنید که این حقیقت دارد.

* بزرگسازی و کوچکسازی. تصور کنید که با یک دوربین به خودتان یا کسی دیگر نگاه می کنید. ممکن است تصور کنید که اشتباهی که انجام داده اید یا موفقیت کسی دیگر مهمتر از آن چیزی است که هست. حالا تصور کنید که دوربین را برمی گردانید و از آن سر دوربین به همان چیزها نگاه می کنید. کاری که انجام داده اید ممکن است کم اهمیت تر از آنچه که بوده جلوه کند و اشتباه کسی دیگر کم اهمیت تر از آنچه که هست به نظر برسد.

* استدلال احساسی. تصور می کنید که احساسات منفی شما منعکس کننده واقعیت امر است: "من اینطور حس می کنم پس باید واقعیت داشته باشد."

* بایدها. تلاش می کنید که به خودتان برای کاری انگیزه بدهید. باید اینکار را بکنی. حتماً اینکار را بکن و امثال آن. اینکار باعث نمی شود که علاقه ای برای انجام آن پیدا کنید فقط باعث می شود احساس گناه کنید. وقتی این بایدها را برای بقیه به کار ببرید احساس عصبانیت، دلسردی و خشم خواهید کرد.

* برچسب زدن. این یک نوع حاد از تعمیم افراطی است. وقتی که اشتباهی مرتکب می شوید به خودتان برچسب می زنید، مثل، "من یک بازنده هسنم". وقتی رفتار اشتباه فردی دیگر شما را ناراحت می کند باز یک برچسب منفی به او می چسبانید.

* به خود گرفتن. تصور می کنید که شما علت اتفاقات بد هستید درحالیکه هیچ تقصیری متوجه شما نبوده است.

 


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ imenshayan ]

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان ‌من‌ دعائه عليه السلام ‌فى‌ وداع شهر رمضان   وداع: ‌به‌ كسر واو ‌نه‌ ‌به‌ فتح مصدر وادع ‌از‌ باب مفاعله است ‌و‌ ‌به‌ فتح مصدر ودع ‌از‌ باب تفعيل است ‌و‌ اين توديع نشود مگر ‌در‌ امر محبوب ‌و‌ مرغوب، وداع شهر رمضان المبارك ‌در‌ ‌شب‌ آخر ‌او‌ مستحب است اگر معلوم باشد ‌و‌ الا ‌در‌ ‌دو‌ ‌شب‌ چنانچه روايت حميرى است سئوال ‌مى‌ نمايد ‌از‌ حضرت حجه الله عجل الله فرجه ‌كه‌ اصحاب ‌ما‌ اختلاف نموده اند.   بعضى ‌مى‌ گويند: قرائت دعاى وداع ‌در‌ ‌شب‌ آخر ‌او‌ است، ‌و‌ بعضى ‌مى‌ گويند ‌در‌ روز آخر اگر هلال ديده شود ‌در‌ جواب فرمودند عمل ماه مبارك ‌در‌ شبهاى ‌او‌ است ‌و‌ وداع ‌در‌ ‌شب‌ آخر ‌او‌ است اگر خوف نقص ‌در‌ ماه باشد ‌در‌ ‌دو‌ ‌شب‌ وداع نمايد.  
اللغه: مكافات مجازات ‌و‌ مقابله.   تعدى: ظلم نمودن.   رغبت: اعراض اگر بعن متعدى شود ‌و‌ ‌به‌ معنى ميل اگر بالى شود.   يعنى: ‌اى‌ خداى ‌من‌ ‌اى‌ كسى ‌كه‌ ميل نمى نمايد ‌در‌ جزاء، ‌و‌ پشيمان نشود ‌بر‌ عطا، ‌اى‌ كسى ‌كه‌ مقابله نكند بنده ‌ى‌ خود ‌را‌ ‌بر‌ سبيل تساوى. يعنى ‌به‌ لطف ‌و‌ كرم خود عفو ‌مى‌ نمايد ‌از‌ بندگان منت ‌تو‌ اول منت است، ‌و‌ عفو ‌تو‌ تفضل است ‌و‌ عقوبت ‌تو‌ عدل است، حكم ‌تو‌ خير است اگر عطا كنى مخلوط نمى نمائى عطايت ‌را‌ ‌به‌ منت ‌و‌ اگر منع فرمائى نيست منع ‌تو‌ تعدى ‌و‌ ظلم.   ايقاظ: بعد ‌از‌ اينكه خدا ‌را‌ حكيم دانستيم ‌پس‌ هيچ امرى ‌از‌ امور ‌از‌ ‌او‌ سئوال نشود بمه ‌و‌ لمه ‌پس‌ نخواهد ‌در‌ امر خود نادم ‌شد‌ زيرا ‌كه‌ ندم صفت كسى است ‌كه‌ حكيم نباشد.  
اللغه: مكافات مجازات ‌و‌ مقابله.   تعدى: ظلم نمودن.   رغبت: اعراض اگر بعن متعدى شود ‌و‌ ‌به‌ معنى ميل اگر بالى شود.   يعنى: ‌اى‌ خداى ‌من‌ ‌اى‌ كسى ‌كه‌ ميل نمى نمايد ‌در‌ جزاء، ‌و‌ پشيمان نشود ‌بر‌ عطا، ‌اى‌ كسى ‌كه‌ مقابله نكند بنده ‌ى‌ خود ‌را‌ ‌بر‌ سبيل تساوى. يعنى ‌به‌ لطف ‌و‌ كرم خود عفو ‌مى‌ نمايد ‌از‌ بندگان منت ‌تو‌ اول منت است، ‌و‌ عفو ‌تو‌ تفضل است ‌و‌ عقوبت ‌تو‌ عدل است، حكم ‌تو‌ خير است اگر عطا كنى مخلوط نمى نمائى عطايت ‌را‌ ‌به‌ منت ‌و‌ اگر منع فرمائى نيست منع ‌تو‌ تعدى ‌و‌ ظلم.   ايقاظ: بعد ‌از‌ اينكه خدا ‌را‌ حكيم دانستيم ‌پس‌ هيچ امرى ‌از‌ امور ‌از‌ ‌او‌ سئوال نشود بمه ‌و‌ لمه ‌پس‌ نخواهد ‌در‌ امر خود نادم ‌شد‌ زيرا ‌كه‌ ندم صفت كسى است ‌كه‌ حكيم نباشد.  
اللغه: مكافات مجازات ‌و‌ مقابله.   تعدى: ظلم نمودن.   رغبت: اعراض اگر بعن متعدى شود ‌و‌ ‌به‌ معنى ميل اگر بالى شود.   يعنى: ‌اى‌ خداى ‌من‌ ‌اى‌ كسى ‌كه‌ ميل نمى نمايد ‌در‌ جزاء، ‌و‌ پشيمان نشود ‌بر‌ عطا، ‌اى‌ كسى ‌كه‌ مقابله نكند بنده ‌ى‌ خود ‌را‌ ‌بر‌ سبيل تساوى. يعنى ‌به‌ لطف ‌و‌ كرم خود عفو ‌مى‌ نمايد ‌از‌ بندگان منت ‌تو‌ اول منت است، ‌و‌ عفو ‌تو‌ تفضل است ‌و‌ عقوبت ‌تو‌ عدل است، حكم ‌تو‌ خير است اگر عطا كنى مخلوط نمى نمائى عطايت ‌را‌ ‌به‌ منت ‌و‌ اگر منع فرمائى نيست منع ‌تو‌ تعدى ‌و‌ ظلم.   ايقاظ: بعد ‌از‌ اينكه خدا ‌را‌ حكيم دانستيم ‌پس‌ هيچ امرى ‌از‌ امور ‌از‌ ‌او‌ سئوال نشود بمه ‌و‌ لمه ‌پس‌ نخواهد ‌در‌ امر خود نادم ‌شد‌ زيرا ‌كه‌ ندم صفت كسى است ‌كه‌ حكيم نباشد.  
اللغه: مكافات مجازات ‌و‌ مقابله.   تعدى: ظلم نمودن.   رغبت: اعراض اگر بعن متعدى شود ‌و‌ ‌به‌ معنى ميل اگر بالى شود.   يعنى: ‌اى‌ خداى ‌من‌ ‌اى‌ كسى ‌كه‌ ميل نمى نمايد ‌در‌ جزاء، ‌و‌ پشيمان نشود ‌بر‌ عطا، ‌اى‌ كسى ‌كه‌ مقابله نكند بنده ‌ى‌ خود ‌را‌ ‌بر‌ سبيل تساوى. يعنى ‌به‌ لطف ‌و‌ كرم خود عفو ‌مى‌ نمايد ‌از‌ بندگان منت ‌تو‌ اول منت است، ‌و‌ عفو ‌تو‌ تفضل است ‌و‌ عقوبت ‌تو‌ عدل است، حكم ‌تو‌ خير است اگر عطا كنى مخلوط نمى نمائى عطايت ‌را‌ ‌به‌ منت ‌و‌ اگر منع فرمائى نيست منع ‌تو‌ تعدى ‌و‌ ظلم.   ايقاظ: بعد ‌از‌ اينكه خدا ‌را‌ حكيم دانستيم ‌پس‌ هيچ امرى ‌از‌ امور ‌از‌ ‌او‌ سئوال نشود بمه ‌و‌ لمه ‌پس‌ نخواهد ‌در‌ امر خود نادم ‌شد‌ زيرا ‌كه‌ ندم صفت كسى است ‌كه‌ حكيم نباشد.  
اللغه: مكافات مجازات ‌و‌ مقابله.   تعدى: ظلم نمودن.   رغبت: اعراض اگر بعن متعدى شود ‌و‌ ‌به‌ معنى ميل اگر بالى شود.   يعنى: ‌اى‌ خداى ‌من‌ ‌اى‌ كسى ‌كه‌ ميل نمى نمايد ‌در‌ جزاء، ‌و‌ پشيمان نشود ‌بر‌ عطا، ‌اى‌ كسى ‌كه‌ مقابله نكند بنده ‌ى‌ خود ‌را‌ ‌بر‌ سبيل تساوى. يعنى ‌به‌ لطف ‌و‌ كرم خود عفو ‌مى‌ نمايد ‌از‌ بندگان منت ‌تو‌ اول منت است، ‌و‌ عفو ‌تو‌ تفضل است ‌و‌ عقوبت ‌تو‌ عدل است، حكم ‌تو‌ خير است اگر عطا كنى مخلوط نمى نمائى عطايت ‌را‌ ‌به‌ منت ‌و‌ اگر منع فرمائى نيست منع ‌تو‌ تعدى ‌و‌ ظلم.   ايقاظ: بعد ‌از‌ اينكه خدا ‌را‌ حكيم دانستيم ‌پس‌ هيچ امرى ‌از‌ امور ‌از‌ ‌او‌ سئوال نشود بمه ‌و‌ لمه ‌پس‌ نخواهد ‌در‌ امر خود نادم ‌شد‌ زيرا ‌كه‌ ندم صفت كسى است ‌كه‌ حكيم نباشد.  
يعنى: شكر ‌مى‌ نمائى ‌تو‌ كسى ‌را‌ ‌كه‌ شكر ‌تو‌ نموده است ‌و‌ حال آنكه ‌تو‌ الهام نمودى ‌او‌ ‌را‌ شكر خود را، ‌و‌ مقابله ‌مى‌ نمائى كسى ‌را‌ ‌كه‌ حمد ‌تو‌ نموده ‌و‌ حال آنكه ‌تو‌ تعليم دادى ‌او‌ ‌را‌ حمد، ‌مى‌ پوشانى ‌بر‌ كسى ‌كه‌ اگر ‌مى‌ خواستى رسوا ‌مى‌ نمودى ‌او‌ را، جود ‌و‌ بخشش ‌مى‌ نمائى ‌بر‌ كسى اگر ‌مى‌ خواستى منع ‌مى‌ نمودى ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ ‌و‌ ‌هر‌ ‌دو‌ فرقه سزاوار بودند مر فضيحت ‌و‌ منع را.   يعنى: مگر آنكه ‌تو‌ بنا گذاشتى افعال خود ‌را‌ ‌بر‌ تفضل ‌و‌ اجراء ‌مى‌ فرمائى قدرتت ‌را‌ ‌بر‌ تجاوز يعنى قادرى جاى نمى آورى،   تنبيه: معنى شكر ‌و‌ حمد ‌در‌ سابق معلوم شد، اما ثناء بنده مر خدا ‌را‌ معلوم بالحس ‌و‌ الوجدان است ‌و‌ اما ثناء خدا ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ نزد ملاء اعلى چنانچه  
يعنى: شكر ‌مى‌ نمائى ‌تو‌ كسى ‌را‌ ‌كه‌ شكر ‌تو‌ نموده است ‌و‌ حال آنكه ‌تو‌ الهام نمودى ‌او‌ ‌را‌ شكر خود را، ‌و‌ مقابله ‌مى‌ نمائى كسى ‌را‌ ‌كه‌ حمد ‌تو‌ نموده ‌و‌ حال آنكه ‌تو‌ تعليم دادى ‌او‌ ‌را‌ حمد، ‌مى‌ پوشانى ‌بر‌ كسى ‌كه‌ اگر ‌مى‌ خواستى رسوا ‌مى‌ نمودى ‌او‌ را، جود ‌و‌ بخشش ‌مى‌ نمائى ‌بر‌ كسى اگر ‌مى‌ خواستى منع ‌مى‌ نمودى ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ ‌و‌ ‌هر‌ ‌دو‌ فرقه سزاوار بودند مر فضيحت ‌و‌ منع را.   يعنى: مگر آنكه ‌تو‌ بنا گذاشتى افعال خود ‌را‌ ‌بر‌ تفضل ‌و‌ اجراء ‌مى‌ فرمائى قدرتت ‌را‌ ‌بر‌ تجاوز يعنى قادرى جاى نمى آورى،   تنبيه: معنى شكر ‌و‌ حمد ‌در‌ سابق معلوم شد، اما ثناء بنده مر خدا ‌را‌ معلوم بالحس ‌و‌ الوجدان است ‌و‌ اما ثناء خدا ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ نزد ملاء اعلى چنانچه  
روايت شده است ‌كه‌ اگر عبدى عملى نمايد ‌از‌ روى خلوص فخريه ‌مى‌ كند خدا بدان عمل ‌به‌ ملائكه ‌و‌ ارواح انبياء ‌و‌ ايضا وارد است ‌كه‌ ‌اى‌ پسر آدم مرا ‌در‌ محضر خود ياد نما ‌تا‌ ياد نمايم ‌تو‌ ‌را‌ ‌در‌ محضرى ‌كه‌ نيكوتر ‌از‌ محضر ‌تو‌ است.  
روايت شده است ‌كه‌ اگر عبدى عملى نمايد ‌از‌ روى خلوص فخريه ‌مى‌ كند خدا بدان عمل ‌به‌ ملائكه ‌و‌ ارواح انبياء ‌و‌ ايضا وارد است ‌كه‌ ‌اى‌ پسر آدم مرا ‌در‌ محضر خود ياد نما ‌تا‌ ياد نمايم ‌تو‌ ‌را‌ ‌در‌ محضرى ‌كه‌ نيكوتر ‌از‌ محضر ‌تو‌ است.  
يعنى: شكر ‌مى‌ نمائى ‌تو‌ كسى ‌را‌ ‌كه‌ شكر ‌تو‌ نموده است ‌و‌ حال آنكه ‌تو‌ الهام نمودى ‌او‌ ‌را‌ شكر خود را، ‌و‌ مقابله ‌مى‌ نمائى كسى ‌را‌ ‌كه‌ حمد ‌تو‌ نموده ‌و‌ حال آنكه ‌تو‌ تعليم دادى ‌او‌ ‌را‌ حمد، ‌مى‌ پوشانى ‌بر‌ كسى ‌كه‌ اگر ‌مى‌ خواستى رسوا ‌مى‌ نمودى ‌او‌ را، جود ‌و‌ بخشش ‌مى‌ نمائى ‌بر‌ كسى اگر ‌مى‌ خواستى منع ‌مى‌ نمودى ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ ‌و‌ ‌هر‌ ‌دو‌ فرقه سزاوار بودند مر فضيحت ‌و‌ منع را.   يعنى: مگر آنكه ‌تو‌ بنا گذاشتى افعال خود ‌را‌ ‌بر‌ تفضل ‌و‌ اجراء ‌مى‌ فرمائى قدرتت ‌را‌ ‌بر‌ تجاوز يعنى قادرى جاى نمى آورى،   تنبيه: معنى شكر ‌و‌ حمد ‌در‌ سابق معلوم شد، اما ثناء بنده مر خدا ‌را‌ معلوم بالحس ‌و‌ الوجدان است ‌و‌ اما ثناء خدا ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ نزد ملاء اعلى چنانچه روايت شده است ‌كه‌ اگر عبدى عملى نمايد ‌از‌ روى خلوص فخريه ‌مى‌ كند خدا بدان عمل ‌به‌ ملائكه ‌و‌ ارواح انبياء ‌و‌ ايضا وارد است ‌كه‌ ‌اى‌ پسر آدم مرا ‌در‌ محضر خود ياد نما ‌تا‌ ياد نمايم ‌تو‌ ‌را‌ ‌در‌ محضرى ‌كه‌ نيكوتر ‌از‌ محضر ‌تو‌ است.  
اللغه: تلقى استقبال نمودن ‌و‌ پيش رفتن.   الاعراب: باء بالظلم زائده است زيرا ‌كه‌ قصد خود متعدى ‌به‌ نفس است مگر اينكه تضمين ‌يا‌ سببيه باشد ‌و‌ مفعول بلا واسطه محذوف ‌اى‌ قصد المهالك بنابراين تقدير امر لنفسه ‌هم‌ معلوم شود، ‌و‌ لام لنفسه تواند ‌از‌ براى انتفاع بود چنانچه احتمال ‌به‌ معنى عندهم دارد.   استقبال ‌مى‌ نمائى كسى ‌را‌ ‌كه‌ معصيت ‌تو‌ نمود ‌به‌ حلم ‌و‌ عفو، ‌و‌ مهلت دادى كسى ‌را‌ ‌كه‌ قصد خود نمود بستم.   لطيفه: ‌در‌ فقره تلقيت اگر خوب تامل شود خواهد معلوم ‌شد‌ لطف ‌و‌ مهربانى خداوند زيرا ‌كه‌ تلقى عبارت است ‌از‌ پيش رفتن ‌به‌ سوى ديگرى قاعده چنان است ‌كه‌ عاصى ‌به‌ معذرت ‌به‌ سوى مولاى خود رود خداى جلت عظمته ‌به‌ سبب مهربانى ‌او‌ ‌به‌ سوى عبد عاصى خود رود ‌چه‌ خوب عرض ‌مى‌ كند: حضرت حجه الله عجل الله فرجه ‌در‌ دعاى افتتاح ‌به‌ خداى خود كه: ‌تو‌ ‌مى‌ خوانى مرا ‌كه‌ ‌من‌ اعراض ‌مى‌ نمايم ‌و‌ جواب نمى دهم، ‌تو‌ دوست دارى مرا ‌و‌ ‌من‌ دشمن دارم ‌تو‌ را.   اللغه: نظره: مهلت دادن.   انات: تاخير انداختن عقوبت.   انابه: بازگشت.   شرح: يعنى مهلت ‌مى‌ دهى ايشان ‌را‌ ‌به‌ عقاب نكردن ‌تو‌ ‌به‌ سوى بازگشتن ايشان، ‌و‌ ترك تعجيل ايشان ‌مى‌ نمائى ‌به‌ سوى توبه نمودن.   هلاكت: مردن ‌و‌ ‌در‌ مقام مردن بدون بصيرت.   شقى: مقابل سعيد.   الاعراب: لكيلا ‌در‌ مقام علت، باء بنعمتك شايد مصاحبه ‌يا‌ سببيه شود   يعنى: مهلت دادن ‌تو‌ ‌و‌ ترك تعجيل نمودن ‌به‌ علت ‌آن‌ است ‌كه‌ ‌تا‌ هلاك نشود ‌بر‌ ‌تو‌ هلاك شونده ‌ى‌ ايشان ‌و‌ شقى ‌به‌ نعمت ‌تو‌ نشود شقى ايشان مگر بعد ‌از‌ طول قبول عذر ‌به‌ سوى ‌او‌ يعنى وسعت وقت معذرت زياده بود جاى نياورد.   اللغه: ترادف عقيب يكديگر سوار شدن عايده مهربانى.   عطف: تفضل.   الاعراب: كرما ‌و‌ عايدتا حال ‌از‌ براى انتظار ‌و‌ ترك ‌يا‌ ‌از‌ براى طول الاعذار.   يعنى: مگر اينكه بعد ‌از‌ اينكه ‌پى‌ درپى حجت ‌بر‌ ‌او‌ آمده باشد حالكونى ‌كه‌ اين مهلت ‌با‌ اينكه اين طول عذر كرم است ‌از‌ عفو ‌تو‌ ‌اى‌ كريم ‌و‌ مهربانى است ‌از‌ تفضل ‌تو‌ ‌اى‌ حكيم.  
تو ‌آن‌ كسى هستى ‌كه‌ باز نمودى ‌از‌ براى بندگانت درى ‌را‌ ‌به‌ سوى عفو ‌و‌ بخشش خود ‌و‌ ناميدى ‌او‌ ‌را‌ توبه، ‌و‌ گردانيدى ‌بر‌ ‌آن‌ ‌در‌ دليل ‌و‌ راهنمائى ‌از‌ وحى خود ‌تا‌ آنكه گمراه نشوند ‌از‌ ‌آن‌ در، ‌پس‌ فرمودى ‌تو‌ ‌كه‌ بزرگ است اسمت آنكه توبه كنيد ‌به‌ سوى خدا توبه ‌ى‌ نصوحى اميد است ‌از‌ خداى شما آنكه بپوشاند گناه شما ‌را‌ ‌از‌ شما، ‌و‌ داخل نمايد شما ‌را‌ ‌در‌ درجات عاليه ‌ى‌ بهشتى ‌كه‌ جارى شود ‌در‌ زير ‌آن‌ نهرها.   امور: اول ‌در‌ وجه توبه ‌ى‌ نصوح ‌و‌ وجه تسميه ‌ى‌ ‌آن‌ ‌به‌ نصوح اختلافست ظاهر ‌آن‌ است ‌كه‌ مراد ‌به‌ نصوح خالص ‌و‌ صاف باشد ‌و‌ باطن ‌و‌ ظاهرش مساوى باشد ‌يا‌ باطن ‌او‌ افضل.   مروى است ‌كه‌ اگر توبه نمايد مر توبه ‌ى‌ نصوح خدا ‌او‌ ‌را‌ دوست دارد ‌پس‌ ستر نمايد ‌بر‌ ‌او‌ ‌در‌ دنيا ‌و‌ آخرت.   ‌را‌ ‌وى‌ عرض ‌مى‌ نمايد: چگونه ستر ‌مى‌ نمايد؟ فرمود: فراموش ملائكه نمايد آنچه كتب نموده بودند ‌از‌ گناهان، ‌و‌ وحى ‌مى‌ نمايد ‌به‌ سوى جوارح ‌او‌ ‌كه‌ كتمان نمائيد ‌بر‌ ‌او‌ گناهان ‌او‌ را، ‌و‌ وحى ‌مى‌ نمايد ‌به‌ سوى بقاع زمين ‌كه‌ كتمان نما چيزهائى ‌كه‌ عمل ‌بر‌ روى ‌تو‌ ‌شد‌ ‌و‌ هيچ ‌كس‌ شهادت ‌بر‌ ‌او‌ ندهند ‌و‌ ‌در‌ وجه تسميه نصوح وجه مشهورى ‌هم‌ هست.   دوم، تكفير ذنوب است ‌و‌ اين منافات ‌با‌ موازنه دارد ‌كه‌ صريح آيات  
است لكن دور نيست ‌كه‌ بتوان گفت ‌كه‌ مثل توبه مكفر باشد دون ساير طاعات نظير اسلام كافر.   سوم، تجرى ‌من‌ تحتها الانهار خلاف ‌شد‌ ‌در‌ معنى ‌او‌ احتمال دارد ‌از‌ قبيل حذف مضاف باشد ‌اى‌ تجرى تحت اشجار الجنات ‌او‌ تحت قصور، ‌و‌ بنيان چنانكه ‌در‌ بعضى معمورات دنيويه ‌مى‌ شود.  
الاعراب: يوم ظرف است ‌از‌ براى ليد خلكم، ‌و‌ الذين آمنوا معه ‌مى‌ شود عطف شود بالنبى ‌و‌ ‌مى‌ شود مبتداء شود، نور ‌هم‌ خبر.   يعنى: ‌در‌ روزى ‌كه‌ رسوا نكند خدا پيغمبر ‌و‌ ‌آن‌ كسانى ‌را‌ ‌كه‌ ايمان آوردند ‌با‌ او، نورشان سعى ‌و‌ روشنائى ‌مى‌ كند پيشرويشان ‌و‌ طرف يمين ‌و‌ يسار عرض كننده ‌اى‌ خداى ‌ما‌ تمام ‌كن‌ ‌از‌ براى ‌ما‌ نور ‌ما‌ ‌را‌ ‌و‌ بيامرز ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌تو‌ ‌بر‌ ‌هر‌ شى ء قادرى.   تنبيه: بدان ‌كه‌ بعد ‌از‌ اينكه قيامت قيام كند ‌هر‌ صاحب نورى نور ‌او‌ گرفته شود ‌و‌ لذا آسمان سياه ‌و‌ زمين سياه باشد اگر انسان مومن باشد نورى ‌در‌ روى پيشانى ‌او‌ ظاهر گردد ‌و‌ ‌آن‌ نور ‌به‌ حسب مراتب ايمان تفاوت دارد، بعضى نورشان ‌به‌ مراتبى است ‌كه‌ علاوه ‌از‌ براى خود منفعت دارد ‌از‌ براى صراط ‌از‌ براى ديگران ‌هم‌ نفع دارد، بعضى ‌از‌ ايشان نورشان كامل نيست ‌در‌ مرتبه ‌ى‌ خود ‌هم‌ ناقص ‌مى‌ بينند ‌و‌ اين فرقه طلب تماميت كنند.   ‌از‌ اين آيه ‌ى‌ شريفه چنان استفاده شود ‌كه‌ ‌هم‌ ‌در‌ ‌آن‌ روز رجاى اجابت دعا هست ‌و‌ الا سئوال اتمام نور ‌و‌ غفران لغو خواهد بود.  
يعنى: ‌پس‌ ‌چه‌ چيز است عذر كسى ‌كه‌ غفلت نموده ‌آن‌ ‌كس‌ دخول ‌آن‌ منزل ‌را‌ بعد ‌از‌ باز بودن ‌در‌ ‌و‌ اقامه ‌ى‌ دليل.  
اللغه: سوم قرار ‌و‌ مدار ‌و‌ ‌در‌ بيع سخن گفتن طرفين ‌از‌ براى امضاى معامله.   فوز: رسيدن. وفور: نزول.   يعنى: ‌تو‌ ‌آن‌ كسى هستى ‌كه‌ زياد نمودى ‌در‌ معامله ‌بر‌ خود ‌از‌ براى نفع بندگانت ‌مى‌ خواهى سود آنها ‌را‌ ‌در‌ كسبشان، ‌و‌ فايز شدن آنها ‌را‌ ‌به‌ وارد شدن ‌بر‌ ‌تو‌ ‌و‌ زيادتى بردن ‌از‌ تو.   الاعراب: فاء ‌در‌ قوله (ع) فقلت ‌مى‌ شود تفريع باشد ‌و‌ ‌مى‌ شود علت باشد ‌و‌ ثانى انسب است.   يعنى: براى آنكه فرمودى ‌تو‌ بزرگ است اسم ‌تو‌ ‌و‌ بلندى تو: ‌هر‌ ‌كه‌ بياورد حسنه ‌ى‌ ‌پس‌ ‌از‌ براى ‌او‌ است ‌ده‌ مقابل، ‌و‌ ‌هر‌ ‌كه‌ بكند سيئه ‌ى‌ جزا داده نشود مگر مثل آن، ‌و‌ فرمودى: شان ‌و‌ قصه ‌ى‌ آنهائيكه انفاق نمايند مال خود  
اللغه: سوم قرار ‌و‌ مدار ‌و‌ ‌در‌ بيع سخن گفتن طرفين ‌از‌ براى امضاى معامله.   فوز: رسيدن. وفور: نزول.   يعنى: ‌تو‌ ‌آن‌ كسى هستى ‌كه‌ زياد نمودى ‌در‌ معامله ‌بر‌ خود ‌از‌ براى نفع بندگانت ‌مى‌ خواهى سود آنها ‌را‌ ‌در‌ كسبشان، ‌و‌ فايز شدن آنها ‌را‌ ‌به‌ وارد شدن ‌بر‌ ‌تو‌ ‌و‌ زيادتى بردن ‌از‌ تو.   الاعراب: فاء ‌در‌ قوله (ع) فقلت ‌مى‌ شود تفريع باشد ‌و‌ ‌مى‌ شود علت باشد ‌و‌ ثانى انسب است.   يعنى: براى آنكه فرمودى ‌تو‌ بزرگ است اسم ‌تو‌ ‌و‌ بلندى تو: ‌هر‌ ‌كه‌ بياورد حسنه ‌ى‌ ‌پس‌ ‌از‌ براى ‌او‌ است ‌ده‌ مقابل، ‌و‌ ‌هر‌ ‌كه‌ بكند سيئه ‌ى‌ جزا داده نشود مگر مثل آن، ‌و‌ فرمودى: شان ‌و‌ قصه ‌ى‌ آنهائيكه انفاق نمايند مال خود  
را ‌در‌ راه خدا مثلثان دانه ‌اى‌ است ‌كه‌ بروياند هفت خوشه ‌را‌ ‌و‌ ‌در‌ ‌هر‌ خوشه ‌صد‌ دانه باشد ‌و‌ خدا زياد ‌و‌ مضاعف ‌مى‌ نمايد ‌از‌ براى ‌هر‌ ‌كه‌ ‌مى‌ خواهد، ‌و‌ فرمودى: كيست ‌كه‌ قرض دهد خدا ‌را‌ قرض حسنى ‌پس‌ ‌تا‌ اينكه مضاعف نمايد ‌از‌ براى ‌او‌ چندين مقابل زياد ‌و‌ آنچه فرستادى ‌از‌ اشباه اين آيات ‌در‌ قرآن ‌از‌ تضاعيف حسنات.  
را ‌در‌ راه خدا مثلثان دانه ‌اى‌ است ‌كه‌ بروياند هفت خوشه ‌را‌ ‌و‌ ‌در‌ ‌هر‌ خوشه ‌صد‌ دانه باشد ‌و‌ خدا زياد ‌و‌ مضاعف ‌مى‌ نمايد ‌از‌ براى ‌هر‌ ‌كه‌ ‌مى‌ خواهد، ‌و‌ فرمودى: كيست ‌كه‌ قرض دهد خدا ‌را‌ قرض حسنى ‌پس‌ ‌تا‌ اينكه مضاعف نمايد ‌از‌ براى ‌او‌ چندين مقابل زياد ‌و‌ آنچه فرستادى ‌از‌ اشباه اين آيات ‌در‌ قرآن ‌از‌ تضاعيف حسنات.  
يعنى: ‌تو‌ ‌آن‌ كسى هستى ‌كه‌ هدايت نمودى ايشان ‌را‌ ‌به‌ فرموده ‌ى‌ خود ‌از‌ نزد خود، ‌و‌ ترغيب نمودن ‌تو‌ امرى ‌را‌ ‌كه‌ ‌در‌ ‌آن‌ امر است بهره مندى آنها ‌بر‌ طريقى ‌كه‌ اگر پنهان ‌مى‌ نمودى ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ ايشان درك نمى نمود ‌او‌ ‌را‌ چشمهاى آنها ‌و‌ ظرفيت ‌آن‌ ‌را‌ نداشت گوشهاى آنها، نمى رسيد ‌او‌ ‌را‌ وهمهاى آنها، ‌پس‌ فرمودى: ياد كنيد مرا ‌تا‌ ياد كنم شما را، شكر نمائيد مرا ‌و‌ كفران نكنيد ‌و‌ فرمودى: اگر شكر نمائيد مرا ‌هر‌ آينه زياد كنم شما ‌را‌ ‌و‌ اگر كفران نمائيد ‌به‌ درستى ‌كه‌ عذاب ‌من‌ شديد است، ‌و‌ فرمودى: بخوانيد مرا ‌كه‌ قبول كنم ‌از‌ شما ‌به‌ درستى ‌كه‌ آنان ‌كه‌ تكبر نمايند ‌از‌ عبادت ‌من‌ زود است ‌كه‌ داخل جهنم شوند ‌در‌ حال ذلت ‌و‌ خوارى ‌پس‌ نام نهادى دعاى خود ‌را‌ عبادت ‌و‌ ترك ‌او‌ ‌را‌ تكبر ‌و‌ وعده نمودى ‌بر‌ ترك ‌او‌ دخول جهنم ‌در‌ حالت ذلت ‌و‌ خوارى.  
يعنى: ‌تو‌ ‌آن‌ كسى هستى ‌كه‌ هدايت نمودى ايشان ‌را‌ ‌به‌ فرموده ‌ى‌ خود ‌از‌ نزد خود، ‌و‌ ترغيب نمودن ‌تو‌ امرى ‌را‌ ‌كه‌ ‌در‌ ‌آن‌ امر است بهره مندى آنها ‌بر‌ طريقى ‌كه‌ اگر پنهان ‌مى‌ نمودى ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ ايشان درك نمى نمود ‌او‌ ‌را‌ چشمهاى آنها ‌و‌ ظرفيت ‌آن‌ ‌را‌ نداشت گوشهاى آنها، نمى رسيد ‌او‌ ‌را‌ وهمهاى آنها، ‌پس‌ فرمودى: ياد كنيد مرا ‌تا‌ ياد كنم شما را، شكر نمائيد مرا ‌و‌ كفران نكنيد ‌و‌ فرمودى: اگر شكر نمائيد مرا ‌هر‌ آينه زياد كنم شما ‌را‌ ‌و‌ اگر كفران نمائيد ‌به‌ درستى ‌كه‌ عذاب ‌من‌ شديد است، ‌و‌ فرمودى: بخوانيد مرا ‌كه‌ قبول كنم ‌از‌ شما ‌به‌ درستى ‌كه‌ آنان ‌كه‌ تكبر نمايند ‌از‌ عبادت ‌من‌ زود است ‌كه‌ داخل جهنم شوند ‌در‌ حال ذلت ‌و‌ خوارى ‌پس‌ نام نهادى دعاى خود ‌را‌ عبادت ‌و‌ ترك ‌او‌ ‌را‌ تكبر ‌و‌ وعده نمودى ‌بر‌ ترك ‌او‌ دخول جهنم ‌در‌ حالت ذلت ‌و‌ خوارى.  
يعنى: ‌پس‌ ‌از‌ اينكه ايشان ‌را‌ دلالت نمودى ‌بر‌ امور مذكوره ياد نمودند ايشان ‌تو‌ ‌را‌ ‌به‌ منت، ‌و‌ شكر نمودند ايشان ‌تو‌ ‌را‌ ‌به‌ فضل تو، ‌و‌ خواندند ‌تو‌ ‌را‌ ‌به‌ امر ‌تو‌ ‌و‌ تصديق نمودند ‌تو‌ ‌را‌ ‌در‌ حالتى ‌كه‌ طلب كننده بودند مر زيادتى ‌تو‌ ‌را‌ ‌و‌ ‌در‌ اين امور بوده است تجارت ‌و‌ كسب ايشان ‌از‌ غضب ‌تو‌ ‌و‌ رسيدن ايشان ‌به‌ رضاى ‌تو‌ ‌و‌  
يعنى: اگر دلالت ‌مى‌ نمود بنده ‌ى‌ بنده ‌ى‌ ‌را‌ ‌به‌ خودش ‌بر‌ مثل چيزى ‌كه‌ هدايت فرمودى ‌بر‌ ‌او‌ بندگان ‌تو‌ ‌را‌ ‌به‌ خود ‌هر‌ آينه محمود ‌و‌ خوب بوده است، ‌پس‌ مر ‌تو‌ ‌را‌ است ثناء مادامى ‌كه‌ يافته شده است ‌در‌ ثناء ‌تو‌ راهى، ‌و‌ مادامى ‌كه‌ باقى مانده است ‌از‌ براى ثناء لفظى ‌كه‌ ثناء كرده شوى ‌بر‌ او، ‌و‌ معنائى ‌كه‌ صرف كرده شود ‌به‌ سوى ثناء يعنى عرفان ‌به‌ صفاتى شويم ‌كه‌ ‌به‌ ‌او‌ ثناء نمائيم.  
اللغه: غمر بغين معجمه پرده ‌و‌ ستر ‌و‌ بمهمله ‌به‌ معنى عمر ‌و‌ حيات دادن.   اسباغ: اكمال، زلفه: ‌به‌ معنى قرب ‌و‌ نزديكى.   الاعراب: تحمد ‌من‌ باب تفعل اگر ‌چه‌ اين باب ‌از‌ جهت مطاوعه است فعل است لكن ‌در‌ اين مقام ‌از‌ براى طلب.  
اللغه: غمر بغين معجمه پرده ‌و‌ ستر ‌و‌ بمهمله ‌به‌ معنى عمر ‌و‌ حيات دادن.   اسباغ: اكمال، زلفه: ‌به‌ معنى قرب ‌و‌ نزديكى.   الاعراب: تحمد ‌من‌ باب تفعل اگر ‌چه‌ اين باب ‌از‌ جهت مطاوعه است فعل است لكن ‌در‌ اين مقام ‌از‌ براى طلب.  
يعنى: ‌اى‌ كسى ‌كه‌ طلب حمد نمودى ‌به‌ سوى بندگان خود ‌به‌ سبب احسان ‌و‌ تفضل ‌بر‌ ايشان ‌و‌ ستر نمودى ايشان ‌را‌ ‌به‌ منت گذاشتن، وجود نمودى ‌بر‌ ايشان مادام ‌كه‌ انشاء نمود ‌در‌ ‌ما‌ نعمت ‌تو‌ را، ‌و‌ كامل نمود ‌بر‌ ‌ما‌ منت ‌تو‌ را، ‌و‌ مختص نموده است ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ خوبى تو، هدايت فرمودى ‌ما‌ ‌را‌ ‌از‌ براى دين خود ‌آن‌ چنان دينى ‌كه‌ اختيار فرمودى ‌او‌ ‌را‌ ‌و‌ ملتى ‌كه‌ پسنديدى ‌او‌ را، ‌و‌ راه ‌تو‌ ‌آن‌ راهى ‌كه‌ آسان ‌و‌ سهل نمودى ‌تو‌ ‌و‌ بينا نمودى ‌ما‌ ‌را‌ قرب ‌و‌ نزديكى ‌به‌ سوى ‌تو‌ ‌و‌ رسيدن ‌به‌ سوى كرامت ‌و‌ بزرگى تو.  
يعنى: ‌اى‌ كسى ‌كه‌ طلب حمد نمودى ‌به‌ سوى بندگان خود ‌به‌ سبب احسان ‌و‌ تفضل ‌بر‌ ايشان ‌و‌ ستر نمودى ايشان ‌را‌ ‌به‌ منت گذاشتن، وجود نمودى ‌بر‌ ايشان مادام ‌كه‌ انشاء نمود ‌در‌ ‌ما‌ نعمت ‌تو‌ را، ‌و‌ كامل نمود ‌بر‌ ‌ما‌ منت ‌تو‌ را، ‌و‌ مختص نموده است ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ خوبى تو، هدايت فرمودى ‌ما‌ ‌را‌ ‌از‌ براى دين خود ‌آن‌ چنان دينى ‌كه‌ اختيار فرمودى ‌او‌ ‌را‌ ‌و‌ ملتى ‌كه‌ پسنديدى ‌او‌ را، ‌و‌ راه ‌تو‌ ‌آن‌ راهى ‌كه‌ آسان ‌و‌ سهل نمودى ‌تو‌ ‌و‌ بينا نمودى ‌ما‌ ‌را‌ قرب ‌و‌ نزديكى ‌به‌ سوى ‌تو‌ ‌و‌ رسيدن ‌به‌ سوى كرامت ‌و‌ بزرگى تو.  
اى خداى ‌من‌ گردانيدى ‌تو‌ ‌از‌ پسنديده هاى ‌آن‌ چيزهائى ‌كه‌ رسيده است ‌و‌ خالصهاى ‌آن‌ واجبات ماه مبارك رمضان است ‌آن‌ چنان ماهى ‌كه‌ اختيار فرمودى ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ تمام ماهها، ‌و‌ اختيار نمودى ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ جميع زمانها ‌و‌ روزگارها ‌و‌ اختيار فرمودى ‌او‌ ‌را‌ ‌بر‌ ‌هر‌ اوقات سال ‌به‌ سبب چيزى ‌كه‌ نازل فرمودى ‌تو‌ ‌در‌ ‌آن‌ ‌از‌ قرآن ‌و‌ نور، ‌و‌ مضاعف فرمودى ‌تو‌ ‌در‌ ‌آن‌ ماه ‌از‌ ايمان، واجب فرمودى ‌در‌ ‌آن‌ ماه روزه را، ‌و‌ ترغيب نمودى ‌در‌ ‌آن‌ ماه ‌از‌ ‌شب‌ زنده دارى.   تكمله: مراد ‌به‌ ايمان ‌كه‌ مضاعف شود ‌در‌ اين ماه ‌يا‌ عبارت ‌از‌ اصول دين است ‌يا‌ فروع دين ‌و‌ على كلا التقديرين تضاعف ايمان ‌و‌ اكمال ايمان است ‌به‌ واسطه ‌ى‌ عبادات اگر مراد ‌به‌ ايمان اصول دين باشد ‌يا‌ تضاعف ثواب است اگر فروع دين بوده باشد.  
جليل ‌و‌ بزرگ نمودى ‌تو‌ ‌در‌ اين شهر ‌از‌ ‌شب‌ قدر ‌آن‌ شبى ‌كه‌ بهتر ‌از‌ هزار ماه است   
بعد اختيار نمودى ‌تو‌ ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ اين ماه ‌بر‌ ساير امتها ‌و‌ مردمها، ‌و‌ برگزيدى ‌تو‌ ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ فضل ‌و‌ بزرگى اين ماه غير ملتهاى ديگر.   ‌پس‌ روزه گرفتيم ‌ما‌ ‌به‌ امر ‌تو‌ روز ‌او‌ را، ‌و‌ اقامه نموديم ذكر ‌و‌ طاعت ‌تو‌ ‌را‌ ‌در‌ ‌شب‌ ‌او‌ ‌در‌ حالى ‌كه‌ مرتكب ‌مى‌ شديم ‌به‌ صيام ‌و‌ قيام او، اميد داشتيم ‌ما‌ مر آنچه ‌را‌ ‌كه‌ بيان ‌و‌ تعريف نمودى ‌از‌ براى ‌ما‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ رحمت تو، ‌و‌ متوسل شديم ‌به‌ سوى ‌آن‌ ‌از‌ ثواب تو.   توئى ملى ء ‌و‌ غنى ‌به‌ چيزهائى ‌كه‌ رغبت شده است ‌در‌ ‌آن‌ چيز ‌به‌ سوى ‌تو‌ توئى نزديك ‌به‌ سوى كسى ‌كه‌ قصد نموده قرب ‌تو‌ را.  
بوده است اين شهر ‌در‌ ميان ‌ما‌ بودن خوبى، مصاحبت نموديم ‌ما‌ ‌او‌ ‌را‌ مصاحبت نيكو، ‌و‌ منفعت برديم ‌ما‌ افضل ربحهاى عالميان.   يعنى: ‌پس‌ ‌به‌ تحقيقى ‌كه‌ مفارقت نمود ‌ما‌ ‌را‌ نزد تمام شدن وقت او، ‌و‌ قطع شدن مدت ‌او‌ ‌و‌ تمام شدن ايام او.  
اللغه: ‌عز‌ ‌اى‌ صعب.   ذمام: عهد.   ‌پس‌ وداع كننده ايم ‌ما‌ ‌او‌ ‌را‌ وداع كسى ‌كه‌ گران است فراغ ‌او‌ ‌بر‌ ما، ‌و‌ مهموم ‌و‌ مغموم ‌و‌ مستوحش نموده رفتن ‌او‌ ‌ما‌ ‌را‌ جاى آورديم ‌از‌ براى ‌او‌ عهد محفوظ ‌و‌ حرمت رعايت شده ‌و‌ ‌حق‌ جاى آورده.   سلام ‌يا‌ رحمت است ‌يا‌ اسمى ‌از‌ اسماء الحسنى ‌و‌ ‌در‌ السلام عليك اختلاف است ‌و‌ كيف كان كاف ‌او‌ كاف خطابست اشكال ‌در‌ سلام نمودن ‌به‌ ماه ‌و‌ سال ‌و‌ قرآن ‌و‌ ساير محترمات غير مدركه ‌كه‌ ايشان ‌را‌ شعور ‌و‌ ادراك نيست ‌پس‌ چگونه ‌بر‌ ايشان سلام ‌مى‌ شود؟ دور نيست سلام ‌بر‌ ايشان نمودن بعد ‌از‌ فرض نمودن ايشان است صاحب شعور ‌و‌ ادراك ‌و‌ ايشان ‌را‌ ممثل نمودن ‌در‌ خاطر ‌و‌ قلب ‌و‌ تصوير ‌و‌ تمثيل آنها است ‌در‌ خارج ‌و‌ ذهن چنانچه ‌از‌ بسيارى ‌از‌ روايات ‌بر‌ ‌مى‌ آيد تجسم اعمال چنانچه ‌در‌ شرح دعاى ختم قرآن عرض نمودم.   مروى است ‌كه‌ مومنى ‌در‌ قيامت محشور ‌مى‌ شود ‌در‌ پيش روى خود صورتى بنگرد ‌به‌ ‌او‌ گويد: ‌تو‌ كيستى؟ ‌او‌ گويد: سرورى هستم ‌كه‌ ‌در‌ دنيا ‌بر‌ برادر مومنت  
داخل نمودى ‌پس‌ تمثيل ماه ‌از‌ اين قبيل است.   يعنى: ‌پس‌ ‌ما‌ گوينده هستيم: ‌كه‌ سلام ‌بر‌ ‌تو‌ باد ‌اى‌ ماه خداى بزرگ سلام ‌بر‌ ‌تو‌ باد ‌اى‌ عيد خوبان خدا،  
سلام ‌بر‌ ‌تو‌ باد ‌اى‌ رفيق بزرگ ‌از‌ زمانها ‌اى‌ ماه خوب ‌از‌ روزها ‌و‌ ساعتها،   ختام: بدان ‌كه‌ اين شهر ‌از‌ بابت كثرت رحمت ‌و‌ خير ‌در‌ ‌آن‌ ‌كه‌ ممتاز ‌شد‌ ‌به‌ واسطه ‌ى‌ ‌آن‌ ‌از‌ شهرهاى ديگر ‌پس‌ حوائج ‌در‌ ‌آن‌ قريب ‌به‌ وقوع است ‌از‌ اين جهت امام ‌مى‌ فرمايد قربت فيه الامال ‌و‌ نشرت فيه الاعمال.  
سلام ‌بر‌ ‌تو‌ باد ‌از‌ شهرى ‌كه‌ نزديك شده است ‌در‌ ‌آن‌ اميدها ‌و‌ پراكنده شده است ‌در‌ ‌آن‌ اميدها ‌و‌ پراكنده شده است ‌در‌ ‌آن‌ اعمال،  
رحمت ‌بر‌ ‌تو‌ باد ‌از‌ قرين ‌و‌ رفيقى ‌كه‌ بزرگست مرتبه ‌ى‌ ‌او‌ ‌در‌ حالتيكه موجود است، ‌و‌ ‌به‌ درد آورد فقد ‌او‌ ‌در‌ حالتى ‌كه‌ غايب شده است، رحمت باد ‌بر‌ ‌تو‌ ‌از‌ آرزو شده ئى ‌كه‌ ‌به‌ درد آورد جدائى او.  
اللغه: اليف آنچه ‌به‌ ‌او‌ الفت گرفته شود.   مقبل: ‌به‌ كسر باء اقبال كننده ‌و‌ ‌به‌ فتح مصدر ‌به‌ معنى فاعل.   مص: ‌به‌ معنى درد ‌و‌ حزن.   يعنى: سلام ‌بر‌ ‌تو‌ باد ‌از‌ الفت گرفتنى ‌كه‌ انس گرفته است ‌در‌ وقت آمدنش  
پس خوشحال كرده است، ‌و‌ وحشت انداخت ‌در‌ وقت رفتن ‌پس‌ ‌به‌ حزن، ‌و‌ اندوه انداخت.   تنبيه: شاهد ‌بر‌ مقال ‌آن‌ است ‌كه‌ شهر رمضان داراى چنان صفات است ‌كه‌ ‌به‌ ‌او‌ وداع شده است ‌دو‌ خطبه ‌ى‌ مرويه ‌ى‌ ‌از‌ حضرت سيد انبياء ‌و‌ سيد اوصياء عليهما ‌و‌ على آلهما افضل السلام ‌و‌ الثناء منقول است.  
سلام ‌بر‌ ‌تو‌ باد ‌از‌ مجاورى ‌كه‌ رقيق شده است ‌در‌ ‌آن‌ قلوب ‌و‌ اندك شده است ‌در‌ ‌آن‌ گناهان.   تنبيه: شاهد ‌بر‌ مقال ‌آن‌ است ‌كه‌ شهر رمضان داراى چنان صفات است ‌كه‌ ‌به‌ ‌او‌ وداع شده است ‌دو‌ خطبه ‌ى‌ مرويه ‌ى‌ ‌از‌ حضرت سيد انبياء ‌و‌ سيد اوصياء عليهما ‌و‌ على آلهما افضل السلام ‌و‌ الثناء منقول است.  
سلام ‌بر‌ ‌تو‌ باد ‌از‌ ناصرى ‌كه‌ اعانت نمود ‌بر‌ ضرر ‌و‌ غلبه ‌بر‌ شيطان، ‌و‌ رفيقى ‌كه‌ آسان نمود راههاى احسان را.   تنبيه: شاهد ‌بر‌ مقال ‌آن‌ است ‌كه‌ شهر رمضان داراى چنان صفات است ‌كه‌ ‌به‌ ‌او‌ وداع شده است ‌دو‌ خطبه ‌ى‌ مرويه ‌ى‌ ‌از‌ حضرت سيد انبياء ‌و‌ سيد اوصياء عليهما ‌و‌ على آلهما افضل السلام ‌و‌ الثناء منقول است.   ‌و‌ ديگر ‌از‌ جناب رسول خدا (ص) منقول است كه: حقتعالى ‌به‌ رضوان فرمايد كه: درهاى بهشت ‌را‌ بگشا ‌و‌ ‌به‌ مالك ‌كه‌ درهاى جهنم ‌را‌ ببند ‌از‌ صائمان امت محمد (ص) ‌و‌ امر نمايد ‌به‌ جبرئيل كه: هبوط ‌در‌ زمين ‌كن‌ ‌و‌ شياطين متمرد ‌را‌ ‌در‌ سلسله ‌ها‌ ‌و‌ غلها بگردان ‌و‌ آنها ‌را‌ ‌در‌ لجهااند ‌از‌ ‌تا‌ فاسد نگردانند ‌بر‌ امت محمد صلى الله عليه ‌و‌ آله ‌و‌ سلم روزهاى آنها را.  
سلام ‌بر‌ ‌تو‌ باد چقدر بسيار است آزاد كردهاى خدا ‌در‌ ‌تو‌ ‌و‌ چقدر نيكبخت است كسى ‌كه‌ رعايت كند حرمت ‌تو‌ ‌را‌ ‌به‌ تو.   تنبيه: شاهد ‌بر‌ مقال ‌آن‌ است ‌كه‌ شهر رمضان داراى چنان صفات است ‌كه‌ ‌به‌ ‌او‌ وداع شده است ‌دو‌ خطبه ‌ى‌ مرويه ‌ى‌ ‌از‌ حضرت سيد انبياء ‌و‌ سيد اوصياء عليهما ‌و‌ على آلهما افضل السلام ‌و‌ الثناء منقول است.   ‌و‌ فرمود كه: حقتعالى ‌در‌ ‌هر‌ ‌شب‌ ‌از‌ شبهاى ماه رمضان ‌سه‌ مرتبه ندا ‌مى‌ فرمايد كه: آيا سائلى هست ‌تا‌ ‌او‌ ‌را‌ عطا كنم، آيا تائبى هست ‌تا‌ قبول توبه ‌او‌ كنم آيا مستغفرى هست ‌تا‌ گناهش بيامرزم، كيست ‌كه‌ قرض دهد ‌به‌ خداى مالدار ‌كه‌ هرگز فقير نشود ‌و‌ وفاكننده است ‌به‌ وعده ‌ى‌ خود ‌و‌ ستم نمى كند.   ‌و‌ فرمود: ‌در‌ آخر ‌هر‌ روز ‌از‌ روزهاى رمضان ‌در‌ وقت افطار هزار هزار ‌كس‌ ‌از‌ آتش جهنم آزاد كند، چون ‌شب‌ ‌و‌ روز جمعه شود خداوند ‌در‌ ‌هر‌ ساعتى هزار هزار ‌كس‌ ‌از‌ آتش جهنم آزاد كند ‌كه‌ ‌هر‌ ‌يك‌ يك مستوجب عذاب شده باشند ‌و‌ ‌در‌ ‌شب‌ آخر ‌و‌ روز آخر ماه ‌به‌ عدد آنچه ‌در‌ تمام ماه آزاد كرده باشد آزاد كند الحديث...  
سلام ‌بر‌ ‌تو‌ باد ‌چه‌ محوكننده كرد ‌تو‌ ‌را‌ مر گناهان ‌و‌ ساتر قرار داد ‌تو‌ ‌را‌ ‌از‌ براى انواع عيوب.   تنبيه: شاهد ‌بر‌ مقال ‌آن‌ است ‌كه‌ شهر رمضان داراى چنان صفات است ‌كه‌ ‌به‌ ‌او‌ وداع شده است ‌دو‌ خطبه ‌ى‌ مرويه ‌ى‌ ‌از‌ حضرت سيد انبياء ‌و‌ سيد اوصياء عليهما ‌و‌ على آلهما افضل السلام ‌و‌ الثناء منقول است.  
سلام ‌بر‌ ‌تو‌ باد ‌چه‌ قدر بلند بودى ‌بر‌ گناهكاران يعنى ‌بر‌ آنها صعب بودى، ‌و‌ ‌چه‌ قدر بزرگوارى ‌تو‌ ‌در‌ سينه ‌ى‌ مومنان ‌جا‌ گرفته شده.   تنبيه: شاهد ‌بر‌ مقال ‌آن‌ است ‌كه‌ شهر رمضان داراى چنان صفات است ‌كه‌ ‌به‌ ‌او‌ وداع شده است ‌دو‌ خطبه ‌ى‌ مرويه ‌ى‌ ‌از‌ حضرت سيد انبياء ‌و‌ سيد اوصياء عليهما ‌و‌ على آلهما افضل السلام ‌و‌ الثناء منقول است.  
يعنى: رحمت باد ‌بر‌ ‌تو‌ ‌از‌ ماهى ‌كه‌ مفاخرت نمى كند ‌او‌ ‌را‌ روزها   اللغه: منافسه ‌به‌ معنى مفاخرت.  
رحمت باد ‌بر‌ ‌تو‌ ‌از‌ شهرى ‌كه‌ ‌او‌ ‌از‌ ‌هر‌ امرى سلامت است.   سلام: سلامت ‌و‌ رحمت.  
رحمت باد ‌بر‌ ‌تو‌ نبودى رفيق ‌به‌ ‌دو‌ مذموم الملابسه.  
رحمت باد ‌بر‌ ‌تو‌ ‌به‌ علت آنكه آمدى ‌تو‌ ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ بركت ‌و‌ شسته ‌ى‌ ‌از‌ ‌ما‌ چرك معصيتها را.   وفود: ‌به‌ معنى اقدام.  
برم: زجر ‌و‌ انف ‌و‌ كذا سام.   رحمت باد ‌بر‌ ‌تو‌ وداع كننده نيستم ‌در‌ حالت زجر ‌و‌ ‌بى‌ ميلى، ‌و‌ ترك كننده نيستم روزه ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ حالت زجر.  
رحمت باد ‌بر‌ ‌تو‌ ‌از‌ مطلوبى ‌كه‌ قبل وقت ‌او‌ طلب شده ‌و‌ حزن ‌بر‌ ‌او‌ ‌شد‌ قبل ‌از‌ اينكه فوت شود.  
رحمت باد ‌بر‌ ‌تو‌ ‌چه‌ بسيار بدى ‌كه‌ صرف شده است ‌به‌ واسطه ‌ى‌ ‌تو‌ ‌از‌ ‌ما‌ ‌چه‌ بسيار خيرى ‌كه‌ رسيده شده است ‌به‌ سبب ‌تو‌ ‌بر‌ ما.  
رحمت باد ‌بر‌ ‌تو‌ ‌و‌ ‌بر‌ ليله القدر ‌كه‌ بهتر ‌از‌ هزار ماه است.  
رحمت باد ‌بر‌ ‌تو‌ ‌چه‌ قدر بوده حرص ‌و‌ رغبت ‌ما‌ ديروز گذشته ‌بر‌ ‌تو‌ ‌و‌ شدت شوق ‌ما‌ فردا.  
رحمت باد ‌بر‌ ‌تو‌ ‌و‌ ‌بر‌ فضل ‌تو‌ ‌كه‌ ‌ما‌ محروم شديم ‌او‌ ‌را‌ ‌و‌ ‌بر‌ گذشته ‌از‌ بركات ‌تو‌ ‌كه‌ ربوده شديم ‌ما‌ ‌او‌ را.  
يعنى: ‌اى‌ خداى ‌من‌ ‌ما‌ اهل اين ماه ‌آن‌ چنانى ‌كه‌ هستيم شريف نمودى ‌به‌ ‌او‌ ‌ما‌ ‌را‌ ‌و‌ مطلع نمودى ‌ما‌ ‌را‌ منت خود ‌را‌ مران زمانى ‌كه‌ اشقيا جاهل بودند وقت ‌او‌ را، ‌و‌ محروم شدند ‌به‌ واسطه ‌ى‌ شقاوتشان فضل ‌آن‌ را،  
و توئى صاحب آنچه ‌كه‌  
اختيار نمودى ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌آن‌ چيز ‌از‌ معرفت او، ‌و‌ هدايت نموده ‌ى‌ ‌تو‌ ‌ما‌ ‌را‌ ‌از‌ طريقه ‌ى‌ ‌او‌ ‌به‌ تحقيق ‌كه‌ مباشرت نموديم ‌ما‌ ‌به‌ توفيق ‌تو‌ روزه ‌ى‌ ‌آن‌ ‌را‌ ‌و‌ قيام ‌آن‌ ‌را‌ ‌بر‌ تقصير ‌و‌ جاى آورديم ‌در‌ ‌آن‌ ماه كمى ‌از‌ بسيار ‌او‌ را.  
اقرارا: مفعول له.   يعنى: براى اقرار ‌به‌ گناه ‌تا‌ اينكه حمد مكفر ‌او‌ باشد ‌يا‌ حال باشد يعنى ‌در‌ حال اقرار ‌به‌ گناه زيرا ‌كه‌ اقرار ‌به‌ گناه ‌از‌ اعظم ‌و‌ اشرف اعمال است ‌پس‌ استحقاق حمد دارد ‌بر‌ اقرار ‌به‌ گناه من.   التفريط: يعنى ‌بر‌ اعمال قليله ‌كه‌ تفريط نموديم ‌ما‌ ‌در‌ آداب، ‌و‌ ‌در‌ بعض نسخ ‌به‌ ضاد است ‌و‌ ‌در‌ بعضى ‌به‌ صاد ‌به‌ معنى مرغب فيه ‌و‌ ‌در‌ بعضى ‌به‌ خاء ‌به‌ معنى تخمين.   يعنى: ‌پس‌ مر ‌تو‌ ‌را‌ است ثناء ‌از‌ روى اقرار نمودن ‌بر‌ بدكارى، ‌و‌ اعتراف نمودن ‌به‌ ضايع ساختن ‌و‌ مر ‌تو‌ ‌را‌ است ‌از‌ دلهاى ‌ما‌ بستن پشيمانى ‌و‌ ‌از‌ زبانها ‌ما‌ ‌را‌ راستى عذر گفتن، ‌پس‌ مزد ‌ده‌ ‌ما‌ ‌را‌ ‌بر‌ آنچه رسيده ‌ما‌ ‌را‌ ‌در‌ ‌آن‌ ‌از‌ تقصير مزدى  
كه دريابيم ‌به‌ ‌آن‌ فضيلتى ‌را‌ ‌كه‌ رغبت كرده شده است ‌در‌ آن، ‌و‌ عوض يابيم ‌به‌ ‌آن‌ ‌از‌ نوعهاى ذخيره ‌ى‌ حرص داشته شده ‌به‌ آن،  
و واجب گردان براى ‌ما‌ عذر خواستن ‌از‌ ‌تو‌ ‌را‌ ‌بر‌ آنچه ‌كه‌ كوتاهى نموده ايم ‌در‌ ‌آن‌ ‌از‌ ‌حق‌ تو، ‌و‌ برسان عمرهاى ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ آنچه ‌در‌ پيش ‌ما‌ است ‌از‌ ماه رمضان آينده، ‌پس‌ ‌هر‌ گاه رسيديم ‌ما‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌پس‌ يارى نما ‌بر‌ گرفتن آنچه سزاوارى ‌از‌ عبادت، ‌و‌ برسان ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ سوى قيام ‌به‌ آنچه سزاوار است ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ بندگى نمودن، ‌و‌ جارى ساز براى ‌ما‌ ‌از‌ عمل خوب آنچه ‌را‌ ‌كه‌ بوده باشد سبب دريافتن ‌حق‌ ‌تو‌ ‌را‌ ‌در‌ ‌دو‌ ماه ‌از‌ ماههاى روزگار.  
اللغه: لمم گناهان صغيره.   ‌و‌ اثم: گناهان كبيره ‌را‌ گويند، ‌و‌ المام ‌به‌ معنى مباشرت ‌و‌ جاى آوردن.   انتهاك: پرده درى ‌و‌ ‌بى‌ احترامى نمودن.   يعنى: خداوندا آنچه جاى آورديم ‌ما‌ ‌به‌ ‌او‌ ‌در‌ اين ماه ‌از‌ گناه كوچك ‌و‌ بزرگ، ‌يا‌ واقع شده ايم ‌در‌ ‌آن‌ ماه ‌از‌ گناهى ‌يا‌ كسب نموده ايم ‌در‌ ‌آن‌ ‌از‌ خطايا ‌بر‌ سبيل عمد ‌از‌ ‌ما‌ ‌يا‌ ‌بر‌ سبيل فراموشى، ستم نموده ايم ‌در‌ ‌آن‌ ‌بر‌ نفسهاى خود، ‌يا‌ دريده ايم ‌به‌ ‌آن‌ حرمتى ‌از‌ غير خود ‌پس‌ رحمت فرست ‌بر‌ پيغمبر ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ ‌و‌ بپوشان ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ پرده ‌ى‌ خود ‌و‌ عفو نما ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌در‌ گذشتن خود، ‌بر‌ ‌پا‌ مكن ‌ما‌ ‌را‌ پيش چشم شماتت  
كنندگان، ‌و‌ مگشا ‌بر‌ ‌ما‌ ‌در‌ ‌آن‌ زبانهاى بدكاران را، ‌و‌ كارفرماى ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ آنچه ‌مى‌ باشد سبب فرو نهادن ‌و‌ پوشاندن مر ‌آن‌ چيزى ‌را‌ ‌كه‌ ناخوش داشته ‌ى‌ ‌از‌ ‌ما‌ ‌در‌ ‌آن‌ ‌به‌ مهربانى ‌تو‌ ‌كه‌ فانى نمى شود، ‌و‌ فضل ‌تو‌ ‌آن‌ فضلى ‌كه‌ ‌كم‌ نمى شود.  
خداوندا رحمت فرست ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ ‌و‌ تدارك نما مصيبت ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ ماه ‌ما‌ ‌و‌ مباركى ‌ده‌ ‌ما‌ ‌را‌ ‌در‌ روز عيد ‌ما‌ ‌و‌ روز فطر ما، ‌و‌ بگردان ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ بهترين روزى ‌كه‌ گذشته است ‌بر‌ ما، كشنده ترين روزى مر عفو را، ‌و‌ محوكننده ترين روزى مر گناه ‌را‌ ‌و‌ بيامرز ‌از‌ براى ‌ما‌ آنچه پنهان است ‌از‌ گناهان ‌ما‌ ‌و‌ آنچه آشكار است.  
خداوندا بيرون آر ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ بيرون آمدن اين ماه ‌از‌ گناهان ما، ‌و‌ بيرون آور ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ درآوردن ‌آن‌ ‌از‌ بديهاى ما، ‌و‌ بگردان ‌ما‌ ‌را‌ ‌از‌ خوشبخت ترين اهل اين ماه ‌به‌ آن، ‌و‌ بيشترين ايشان ‌از‌ حيث بهره ‌در‌ آن، ‌و‌ تمامترين آنها ‌از‌ روى نصيب ‌از‌ آن.  
وجد: ‌به‌ معنى غنا ‌و‌ توانگرى.   يعنى: خداوندا ‌هر‌ ‌كه‌ رعايت كرد ‌حق‌ اين ماه ‌را‌ ‌حق‌ رعايت او، ‌و‌ نگهداشت حرمت ‌او‌ ‌را‌ ‌حق‌ حرمت او، ‌و‌ ايستاد ‌به‌ اجراى حدود ‌آن‌ ‌حق‌ ايستادن. ‌و‌ پرهيز كرد ‌از‌ معاصى اين ماه ‌حق‌ پرهيزگارى آن، ‌يا‌ نزديكى نمود ‌به‌ سوى ‌تو‌ نزديكى ‌كه‌ واجب نموده است خورسندى ‌تو‌ ‌را‌ براى او، ‌و‌ مهربانى كرده رحمت ‌تو‌ ‌بر‌ ‌آن‌ ‌پس‌ ببخش ‌ما‌ ‌را‌ مانند ‌آن‌ ‌از‌ توانگرى خود، ‌و‌ عطاى نما ‌ما‌ ‌را‌ اضعاف ‌آن‌ ‌از‌ فضل خود ‌پس‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ فضل ‌تو‌ نقصان نمى شود ‌و‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ خزانهاى ‌تو‌ ‌كم‌ نمى شود بلكه زياد ‌مى‌ شود، ‌و‌ معدنهاى احسان توفانى نمى گردد ‌به‌ درستى ‌كه‌ عطاى ‌تو‌ عطائى است گوارا.  
خداوندا رحمت فرست ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ ‌و‌ بنويس براى ‌ما‌ مانند مزدهاى آنها ‌كه‌ روزه گرفتند اين ماه ‌را‌ ‌يا‌ بندگى نمودند مر ‌تو‌ ‌را‌ ‌در‌ ‌آن‌ ‌تا‌ روز قيامت.  
محتشد ‌و‌ مجمع قريب همديگر است ‌در‌ معنى احتشاد يعنى گردهم ‌در‌ آمدن.   يعنى: خدايا ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌ما‌ توبه ‌مى‌ كنيم ‌به‌ سوى ‌تو‌ ‌در‌ روز فطرمان، ‌كه‌  
گردانيدى ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ براى مومنان عيد ‌و‌ شادمانى ‌و‌ ‌از‌ براى اهل دين مجمع ‌از‌ ‌هر‌ گناهى ‌كه‌ كرده ايم ‌او‌ را، ‌يا‌ بدى ‌كه‌ پيش انداخته ايم ‌او‌ ‌را‌ ‌يا‌ انديشه ‌ى‌ بدى ‌كه‌ ‌در‌ ‌دل‌ داشته ايم ‌او‌ ‌را‌ بازگشت نمودن كسى ‌كه‌ ‌در‌ ‌دل‌ خود نگذرانيده باشد ‌بر‌ رجوع ‌به‌ سوى گناهى ‌و‌ باز نگردد ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ ‌در‌ خطائى، بازگشت خالص ‌كه‌ پاك باشد ‌از‌ ‌شك‌ ‌و‌ ريب ‌پس‌ قبول نما ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ ‌ما‌ ‌و‌ راضى ‌شو‌ ‌به‌ ‌آن‌ ‌از‌ ‌ما‌ ‌و‌ ثابت دار ‌ما‌ ‌را‌ ‌بر‌ آن.  
خداوندا روزى ‌كن‌ ‌ما‌ ‌را‌ ترس عقاب ‌و‌ عيد، ‌و‌ شوق ثواب وعده داده شده ‌تا‌ بيابيم لذت آنچه ‌را‌ ‌كه‌ ‌مى‌ خوانيم ‌به‌ آن، ‌و‌ اندوه آنچه پناه ‌مى‌ جوئيم ‌به‌ ‌تو‌ ‌از‌ آن،  
و بگردان ‌ما‌ ‌را‌ نزد خود ‌از‌ توبه كنندگان ‌آن‌ چنانى ‌كه‌ واجب كردى براى آنها دوستى خود ‌را‌ ‌و‌ قبول نموده ‌اى‌ ‌تو‌ ‌از‌ ايشان بازگشت ‌به‌ طاعت خود را، ‌اى‌ عادل ترين عدل كنندگان.  
خداوندا ‌در‌ گذر ‌از‌ پدران ‌ما‌ ‌و‌ مادران ‌ما‌ ‌و‌ اهل دين ‌ما‌ همگى ‌هر‌ ‌كه‌ گذشته است ‌از‌ ايشان ‌و‌ ‌هر‌ ‌كه‌ آينده است ‌تا‌ روز قيامت.  
خداوندا رحمت فرست ‌بر‌ پيغمبر ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ چنانكه رحمت فرستادى ‌بر‌ فرشتگان مقربانت، ‌و‌ رحمت فرست ‌بر‌ ‌او‌ ‌و‌ ‌بر‌ ‌آل‌ ‌او‌ چنان ‌كه‌ رحمت فرستادى ‌بر‌ پيغمبران مرسلانت.   ‌و‌ رحمت فرست ‌بر‌ ‌او‌ ‌و‌ ‌بر‌ ‌آل‌ ‌او‌ چنانكه رحمت فرستادى ‌بر‌ بندگان صلحايت ‌و‌ بهتر ‌از‌ ‌آن‌ ‌اى‌ پروردگار رحمتى ‌كه‌ ‌به‌ ‌ما‌ رسد بركت ‌او‌ ‌و‌ ‌به‌ ‌ما‌ رسد نفع ‌او‌ ‌و‌ مستجاب شود براى ‌آن‌ دعاى ‌ما‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌تو‌ كريم ترى ‌از‌ ‌هر‌ ‌كه‌ رغبت ‌به‌ سوى ‌او‌ شود ‌و‌ كار گذار ‌از‌ ‌هر‌ ‌كه‌ توكل ‌بر‌ ‌او‌ شود، ‌و‌ دهنده ‌تر‌ ‌از‌ ‌هر‌ ‌كه‌ سئوال شود ‌از‌ فضل ‌او‌ ‌و‌ ‌تو‌ ‌بر‌ ‌هر‌ چيز قادرى.   بدان ‌كه‌ ‌ما‌ بين نبى ‌و‌ مرسل عموم مطلق است مرسل ‌آن‌ است ‌كه‌ ‌او‌ ‌را‌ كتاب باشد گفته شده ‌كه‌ ايشان سيصد ‌و‌ سيزده نفرند ‌و‌ اولى العزم ‌از‌ پيغمبران آنهايند ‌كه‌ دينشان ناسخ اديان سالفه باشد.   بدان ‌كه‌ اين دعا ‌در‌ روز آخر رمضان نيز خواندن ‌آن‌ مستحب است چنان ‌كه‌ بعض محدثين تصريح كرده اند ‌و‌ دور نيست ‌در‌ ‌شب‌ آخرهم بلكه ‌به‌ مقتضاى وداع ‌آن‌ است ‌كه‌ پيش ‌از‌ تمام شدن باشد ‌به‌ عبارت اخرى ‌در‌ ‌ما‌ قبل آخر ‌و‌ كيف كان ‌در‌ ‌هر‌ ‌يك‌ ‌از‌ ‌سه‌ وقت يعنى روز فطر ‌و‌ ‌شب‌ آخر ‌و‌ روز آخر خوانده شود خوب است ‌در‌ جاى خود است.  

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ imenshayan ]

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

و كان من‌ دعائه عليه السلام اذا دفع عنه ما‌ يحذر او‌ عجل له مطلبه دعاى هجدهم از‌ دعاهايى است كه‌ حضرت سيدالساجدين مواظبت مى فرموده اند در‌ هنگامى كه‌ دفع مى شده از‌ ‌آن حضرت چيزى كه‌ از‌ او‌ حذر داشته يا‌ مطلوب ايشان به‌ زودى به‌ حصول پيوسته است.
«اللهم لك الحمد على حسن قضائك». القضا، يقال بمعنى الحكم، كقوله تعالى: (و قضى بينهم بالحق)، اى: حكم، ‌و‌ (و الله يقضى بالحق)، اى: يحكم. ‌و‌ قد يكون بمعنى الصنع ‌و‌ التقدير، كقوله تعالى: (فلما قضينا عليه الموت)، اى: قدرنا. ‌و‌ قد تقدم ان‌ «على» فى مثل هذا التركيب للتعليل. يعنى: بار خدايا، مر تو‌ را‌ است سپاس بى قياس بر‌
نيكويى قضا ‌و‌ فرمان ‌و‌ حكم تو- يا: صنع ‌و‌ تقدير تو. يعنى آنچه صنع ‌و‌ تقدير كرده اى بهترين صنعها ‌و‌ تقديرهاست. «و بما صرفت عنى من‌ بلائك». الباء فى قوله: «بما» ليست للصله فيكون ما‌ بعدها المحمود به، بل اما بمعنى على او‌ للسببيه فمدخولها المحمود عليه. يعنى: مر توراست حمد بر‌ آنچه صرف كردى ‌و‌ گردانيدى از‌ من‌ كه‌ ‌آن بلا ‌و‌ رنج ‌و‌ زحمت تو‌ است. «فلا تجعل حظى من‌ رحمتك ما‌ عجلت لى من‌ عافيتك فاكون قد شقيت بما احببت ‌و‌ سعد غيرى بما كرهت». پس‌ مگردان بهره ‌و‌ نصيب من‌ از‌ رحمت خود آنچه تعجيل كردى از‌ براى من‌ از‌ عافيت خود تا‌ آنكه باشم كه‌ به‌ تحقيق كه‌ شقاوت ورزيده باشم به‌ آنچه دوست داشته ام- از‌ عافيت عاجل ‌و‌ كراهت آجل در‌ عقب ‌آن بوده باشد- ‌و‌ نيكبخت شده باشد غير من‌ به‌ آنچه كراهت داشتم- از‌ كراهت عاجل ‌و‌ سعادت آجل در‌ عقب ‌آن بوده باشد.
«و ان‌ يكن ما‌ ظللت فيه او‌ بت فيه من‌ هذه العافيه بين يدى بلاء لا‌ ينقطع ‌و‌ وزر لا‌ يرتفع». ظللت اعمل كذا- بالكسر- ظلولا، اذا عملته بالنهار دون الليل. ‌و‌ منه قوله تعالى: (فظلتم تفكهون). ‌و‌ بات الرجل يبيت ‌و‌ بات يفعل كذا، اذا فعله ليلا.
يعنى: ‌و‌ اگر باشد آنچه من‌ همه ‌ى‌ روز در‌ ‌آن بوده ام يا‌ همه ‌ى‌ شب در‌ ‌آن بوده ام از‌ اين عافيت پيشاپيش بلايى كه‌ منقطع نشود ‌و‌ گناهى كه‌ برطرف نشود- يعنى بليه ‌ى‌ اخروى ‌و‌ عذاب آن. «فقدم لى ما‌ اخرت، ‌و‌ اخر عنى ما‌ قدمت». اى: فامنحنى ما‌ دفعته عنى من‌ البلاء المنقطع الفانى الذى قرنت العافيه منه مع بلاء الاخره- اى عذابها الذى لا‌ ينقطع- ‌و‌ ازل عنى من‌ العافيه المنقطعه الفانيه فى الدنيا مع البلاء الدائم فى الاخره. فان الفانى عند الباقى كالمعدوم. ‌و‌ الله اعلم باسرار كلام اوليائه. (يعنى:) پس‌ پيش دار از‌ براى من‌ آنچه بازداشته اى از‌ بليه عافيت عاجل كه‌ مقرون است عافيت از‌ ‌آن با‌ بلاء آخرت، ‌و‌ باز بس دار از‌ من‌ آنچه پيش داشته اى از‌ عافيت عاجل با‌ عذاب دائمى آخرت.
«فغير كثير ما‌ عاقبته الفناء. ‌و‌ غير قليل ما‌ عاقبته البقاء. ‌و‌ صل على محمد ‌و‌ آله». زيرا كه‌ بسيار نباشد آنچه عاقبت ‌آن فناست- كه‌ عافيت دنيوى بوده باشد. ‌و‌ نه اندك باشد آنچه عاقبت او‌ بقا بوده باشد- از‌ ثواب اخروى. ‌و‌ رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او‌ عليهم السلام.

  ترجمه فارسی صحیفه سجادیه
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ imenshayan ]
رپورتاژ
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
جشن عروسی
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
خدمات برش لیز
رفع جای جوش صورت با سابسیژن
میز و صندلی تالاری
لیپوماتیک
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
چگونه راننده دینگ شویم؟
طرز تهیه روغن خراطین
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
اهواز چت
انجام پایان نامه مدیریت

لینک های مفید
آموزش مجازی | دوره آموزشی کفپوش سه بعدی | تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ

.: :.

آرشيو مطالب
لینک های مفید

|
امکانات وب